|
خاتمي برخي نشانهاي دولتي را اشتباه داده است
به گزارش خبرنگار «فردا» در اين نامه كه ظاهرا براي محمد خاتمي نيز ارسال شده، برخي دولتمردان سابق كه نشان دولتي دريافت كرده اند به فساد مالي متهم شده اند. در اين نامه خواسته شده است اين افراد كه به اعتقاد ديوان محاسبات داراي پرونده مفاسد اقتصادي هستند، هداياي خود را عودت دهند. حسن عباسي، سخنران برخي برنامه هاي دانشجويي نيز هفته گذشته محمد خاتمي را به سبب اعطاي نشان دولتي به علي دايي كاپيتا آيت الله خامنه اي نقش زنان را در تاريخ بشري ، حساس ترين و ماندگارترين نقش ها دانستند
تهران ، ايرنا ۸۴/۰۵/۰۵ داخلي.سياسي.رهبر . حضرت آيت اللهخامنهاي در خجسته سالروز ميلاد دخت گرامي نبي مكرم اسلام، حضرت فاطمه زهرا(س) و سالگرد ولادت امام خميني(رض) در جمع شماري از مداحان و شاعران، و جمعي از عاشقان اهل بيت عصمت و طهارت(ع) صبح چهارشنبه سخناني ايراد فرمودند. مقام معظم رهبري با تبريك به احمدينژاد و تقدير از هاشمي: با پايان گرفتن انتخابات بايد هيجان و التهاب، جاي خود را به متانت، رفاقت و همكاري
نامه ای از شهيد آوينی خطاب به نائب المهدی مولا امام علی خامنه اي
خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامي، نائب امام عصر(عج) حضرت آيت الله خامنه اي(ايدكم الله تعالي): [لينك دائم] :: نوشته شده توسط امين ارتباط با امين: amin1365@tebyan.org سه شنبه، 24 تير، 1382 تكذيب شايعه اختصاص درصدي از قيمت تعيين شده خودروها به دفتر رهبري
دفتر رهبر انقلاب با انتشار اطلاعيه اي ضمن تكذيب شايعه اختصاص درصدي از قيمت تعيين شده خودروها به اين دفتر، با توصيه به مسئولان براي اطلاع رساني صحيح و شفاف به مردم در رابطه با سازوكار قيمت گذاري ها، تأكيد كرد: وزارت اطلاعات و دستگاه هاي ذيربط نسبت به شناسايي عناصري كه چنين شايعاتي را با اغراض گوناگون ساخته و منتشر مي كنند اقدام و طبق ضوابط قانوني با آنان برخورد نمايند. متن اطلاعيه دفتر رهبری به اين شرح است: بسم الله الرحمن الرحيم به دنبال انتشار شايعه كذب اختصاص درصدي از قيمت تعيين شده براي خودروها به دفتر مقام معظم رهبري، بدينوسيله به اطلاع مردم شريف ايران مي رساند: اين قبيل شايعات و دروغ پراكني ها با هدف ايجاد تشويش و بدگماني و اختلاف بين مردم و مسئولان نظام توسط دشمنان ساخته مي شود و متأسفانه بعضي از رسانه هاي خبري نيز به آن دامن مي زنند. لذا صريحاً اعلام مي شود اين شايعه دروغ محض بوده و تاكنون هيچ وجهي از هيچ يك از كالاهاي توليدي و وارداتي توسط اين دفتر گرفته نشده است و مقام معظم رهبري همواره برشفافيت قيمت گذاري و اطلاع رساني صحيح به مردم تأكيد داشته و دارند. لذا ضمن توصيه به مسئولان براي اطلاع رساني صحيح و شفاف به مردم در رابطه با سازوكار قيمت گذاري ها، از وزارت اطلاعات و دستگاه هاي ذيربط موكداً خواسته شده است نسبت به شناسايي عناصري كه چنين شايعاتي را با اغراض گوناگون ساخته و منتشر مي كنند اقدام و طبق ضوابط قانوني با آنان برخورد نمايند. اطمينان داريم مردم عزيز ايران با هوشياري خود، جنگ رواني دشمنان را خنثي و با فتنه انگيزي آنان مقابله خواهند نمود. چهارشنبه، 18 تير، 1382 چرا رهبري در كارها و تصميم گيري هاي دولت دخالت نمي كند؟
به نام خدا گاهي بعضي ها ايراد مي گيرند و آن وقت هم به حضرت امام ايراد مي گرفتند كه چرا شما اينقدر به مراقبت و دقت و وسواس از دولت پشتيباني مي كنيد. من واقعا از اين حرف تعجب مي كنم. من گاهي براي بعضي از نزديكان و دوستان مثال زده ام كه اتومبيلي است كه دار و ندار من،فرزندان،عزيزان،ثروت و موجوديم در آن است و راننده ماهري هم پيدا كرده ام كه از راه بسيار خطرناكي اين اتومبيل را مي برد. من همه چيزم به اين اتومبيل بسته است.اگر يك وقت چيزي هم مي بينم كه به نظرم ناخوشايند بيايد، كلمه اي كه هواس آن راننده را پرت كند و او را مشغول كند و نتواند اين راه پر پيچ و خم و خطرناك را به سلامت طي كند و با آفيت به سر منزل برساند، من مطلقا آن كلمه را نخواهم گفت تا خدشه اي به اين اتومبيل وارد نشود. حالا شما مي گوييد كه مثلا چرا ما يكدفعه از اين طرف وزنه اي را محكم به اين ماشين نمي كوبيم و نمي گوييم كه آقاي راننده اين چه نوع رانندگي است؟ يا چرا در فلان نقطه آن طور شده؟ يعني به دست خودمان همه چيز نظام را در خطر بياندازيم؟ اين خيانت است. آن كسي كه از پشت گردنه يكدفعه جلوي اتومبيل مي پرد و يك فرياد بي خود مي كشد، دارد خيانت مي كند، خيال مي كند كه خدمت می كند. جمعه، 6 تير، 1382 نگاهي كوتاه به زندگي شخصي رهبر انقلاب اسلامي حضرت آيت الله امام علي خامنه اي
به نام خدا [لينك دائم] :: نوشته شده توسط امين ارتباط با امين: amin1365@tebyan.orgدر طول چند ماه گذشته از سوي دوستان عزيزم سوالات بسياري در مورد طرز زندگي و خصوصيات اخلاقي و تحصيلات و مهارت هاي رهبر انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي مطرح شد. بنده در اين مقاله قصد دارم به تمامي سوالات در اين رابطه پاسخ گويم و اميدوارم كه مفيد و موثر واقع شود: بسياري از مـردم علاقمندنـد كه جزئيات زندگى شخصـى رهبر انقلاب را بدانند.اگر بخواهم يك تصـويرى كلـى از برنامه يك روز و يا يك هفته ايشان ارائه كنم بايد بگويم كه ايشان از برنامه هايى كه دارند و تقريبا مى شـود گفت كه هيچ گاه تـرك نمـى شـود، ايـن است كه حـداقل يك ساعت مانـده به اذان صبح بيدار مـى شـوند و تا اذان صبح به تهجد و شب زنده دارى مشغولند. سپس نماز صبح را مـى خـوانند و پـس از نماز صبح اگر برنامه كـوه داشته باشند، تشريف مى برند. لازم به ذكر است كه ايشان در هفته بيـش از يك بار به كوهنـوردى مى روند و ايـن برنامه كوهنوردى هـم چند ساعت به طـول مـى كشـد و شايد بسيارى از جوانها هـم نتـواننـد ايشـان را همـراهـى كنند. بعضى وقتها هم پيش مي آيد كه نماز صبح را در يكى از قله هاى كوههاى اطراف تهران مى خوانند. گـاهـى از اوقـات تـا تـوچـال مـى رونـد و آنجا نماز صبح را مي خوانند. در مسير حركت ايشان، چه هنگام رفتن و چه موقع برگشتـن، افراد ديگرى هم هستند كه در حال كوهنورديند، وقتى ايشان را مى بينند، نزديك مى شـوند سلام و عرض ادب مى كنند و آقا هـم بـا محبت بـا آنها بـرخـورد مـى كنند. آقا طبق معمـول ساعت 8 صبح كارشان را شروع مـى كنند. كارهايشان هـم چنـد نوع است. يك نـوع ديدارهاى رسمـى است با مقامات كشـورى و لشگرى كه تقاضاى ملاقات داده اند و ساعت خاصـى برايشان مشخص شـده است. كه آقايان مى آيند و ديـدار مى كنند و گزارش كارشان را مـى دهنـد و ايشان هـم رهنمودهاى لازم را ارائه مى كنند. ايـن برنامه ها معمولا تـا ظهر طـول مـى كشـد. بعد نـوبت نمـاز ظهر مـى رسـد. يكـى از تـوفيقاتى كه ايشان دارند ايـن است كه نمازهايشان همه به جماعت خـوانده مى شـود. حتى نماز صبح. نماز صبح در درون خانه به جماعت خـوانـده مـى شـود، كه نماز ظهر هـم بـا شـركت تعدادى از ملاقـات كنندگان و نيز افرادى كه در دفتر هستنـد برگزار مـى شـود. گاهـى وقتها هـم بعضـى از افراد، از شخصيتها و علمايى كه از علاقمندان ايشان هستند و دوست دارنـد نماز را با ايشان بخـواننـد، ظهر يا شب بـراى حضـور در نماز جماعت به آنجـا مـى آينـد نمـاز ظهر كه خـوانده شد براى ناهار و استراحت تشريف مـى برند و باز از ساعت 4 كارشان شروع مـى شـود و ايـن بـرنامه كارشان تا نماز مغرب ادامه دارد. باز نماز مغرب را به جماعت مـى خـواننـد و شب را تـا هنگام استـراحت به مطالعه يا ديـدن اخبـار يـا در كنـار خـانـواده طـى مـى كنند. يكى از برنامه هاى ثابت ايشان، ديدار با خانواده شهداست. و ايـن ديدارها هـم به صـورتى برنامه ريزى مى شـود كه خانـواده خاصى از قبل اطلاع ندارد چه كسـى به منزل آنها مـى آيد. يعنـى تا لحظه اى كه وارد خانه شهيد مى شـوند، خانواده محترم شهيد نمى دانند كه چه كسـى قـرار است به ديـدارشان بيايـد. فقط قبل از رفتـن ايشـان، تماسى گرفته مى شود كه مطمئن شـوند اهـل آن در منزل هستند و به آنها هـم گفته مـى شـود كه يكـى از مسـووليـن و يـا مثلا يكـى از فرماندهان مـى خـواهند به ديـدار شما بياينـد. پـس لطفا در منزل بمانيد. معمولا شبى هـم كه براى ديـدار از خانـواده هاى شهدا تشريف مـى بـرنـد، سه، چهار يا پنج خانواده را سركشى مى كنند. جـالب ايـن است كه معمـولا از افـرادى كه در پـاييـن شهر اقـامت دارند، انتخاب مى شـوند. آنهايى كه در كوچه هاى باريك و نقاط دور افتاده شهر زندگـى مـى كننـد. كمتر ديـده شده كه به شمال شهر رفته باشند. به سراغ خانـواده هايى مى روند كه بسيارى از آنها، دو، سه و يا حتى چهار شهيد داده اند. و ايـن مجلـس ديدار با خانواده هاى شهدا هـم واقعا ديدنـى است. حـداقل نيـم ساعت در هر منزلـى مـى نشيننـد. اما تركيب مجلـس تماشايـى است. يعنـى ايشان وقتـى مـى نشينند اولا دستـور مى دهند عكسـى از شهيد بياورند. به عكـس نگاه مى كنند و از بازماندگان سـوالاتى در مورد مكان و نحـوه شهادت او مى پرسند. پدر شهيد و مادر شهيد هر يك جداگانه مـورد مهر و محبت قـرار مـى گيرند. اگر آن شهيـد، فـرزنـد كـوچكـى دارد او را روى زانويشان مى نشانند. دست نـوازش به سر و صـورتـش مـى كشنـد و در تمام مـدتـى كه آنجا هستنـد، جز صحبت شهيـد سخـن ديگرى نيست. گاهى از اوقات، پدرها و مادرها با ديدن ايشان، زبانشان از شـوق بنـد مى آيـد و باورشان نمـى شـود كه رهبـر انقلاب به خانه آنها آمده باشد. بسيار اتفاق افتاده كـه بعد از آمدن ايشان، پـدر يا مادر شهيد گفته اند كه ديشب خـواب ديديـم يكـى از اولياى خدا به منزل ما آمده بودند. ايـن برنامه گرم و صميمى هـم از برنامه هايى است كه هرگز ترك نمـى شـود. يكـى ديگر از برنامه هايشان سفرهاى استاني ايشان است. كه معمـولا نقاط و استـانهاى محـروم را بـراى سفـر انتخـاب مى كنند و واقعا سفرشان به ايـن مناطق تماشايى است. استقبالى كه از ايشان مى شـود واقعـا ديدنى است. يكى از برنامه هايشان در طول ايـن سفرها ديدارهاى مردمـى است. گاهـى ديده مي شود كه صف متقاضيان ملاقات به كيلـومترها مى رسد كه ايشان در جاى بلندى مـى نشينند و خانمها و آقايان هـر يك در وقت مشخصـى به ديـدارشان مـى آينـد. براى مردم ايـن بـرنامه ها و ديـدارهاى صميمانه بسيار جالب است. ايشان در حدى كه وقت اجازه مى دهد از مردم احـوالپرسـى مى كنند و آنگاه اگر كسـى گرفتارى و مشكلـى داشته باشد نامه اش را مى دهد و همـانجـا در سفـر هميشه يك تيـم وجود دارد متشكل از تعدادى از افراد دفتر رهبري كه نامه ها را جمع آورى مى كنند و مـى خوانند و همانجا مستقر هستند تا به ايـن مشكلات رسيدگى شـود و گاه يك تا دو هفته پس از پايان سفر ايشان ايـن تيـم هيات بررسى كننده در همان محل مـى مـانـد و به همه نـامه هـا و مشكلات هـم رسيـدگى مـى شود. مساله مهم ديگري كه مي بايست به آن اشاره كرد اين است كه بسياري از مردم علاقه دارند بـدانند وضع اقتصادى رهبرشان به چه صـورت است. در چه سطحـى زندگـى مـى كننـد و منبع درآمـدشان و دارايـى هايشان چيست.در اينباره بايد عرض كنم كه سطح زندگى خصـوصى ايشان، از سطح زندگى يك شهروند معمـولى پاييـن تـر است. خانه آقا دو اتاق دروني دارد كه به همراه خانواده شان آنجا زندگي مي كنند.بعد از حياط خانه يك اتاق ديگر هم هست كه در واقع جزء خانه ايشان محسوب نمي شود و در آنجا ملاقات هاي رسمي با مقامات داخلي و خارجي و همچنين بعضي ديدارها انجام مي شود.درب همان اتاق به حسينيه باز مي شود كه همواره در آنجا براي مردم سخنراني مي كنند و همچنين نماز ظهر و مغرب را در آنجا با حضور مردم اقامه مي كنند. جالب است بدانيد كه ايشان نه حقـوق از جايى دريافت مى كنند و نه از وجـوهات خمس كه از اطراف و اكناف خدمت ايشان مـى آيد، براى زندگـى شخصـى شان استفـاده مـى كننـد.خرج زندگي ايشان از اجاره دادن خانه اي تامين مي شود كه قبل از دوره ي رياست جمهوري (قبل از سال60) در آنجا اقامت داشتند. فرزندان ايشان هم همينطور هستند. در نهايت سادگي زندگي مي كنند و جالب است بدانيد كه دو پسر كوچك آقا (مجتبي و مصطفي) مستاجر هستند. لازم به ذكر است كه هر 4 پسر ايشان معمم هستند. همچنين دو پسر بزرگشان در جبهه حاضر بوده اند. يكى ديگراز برنامه هايى كه ايشان دارند، خواندن خطبه عقد است. معمولا ده تا دوازده زوج جـوان و عروس و داماد جمع مـى شـوند، كه نـوعا از خانـواده هاى شهيد و از افراد متـديـن و مـومـن هستند. ايشان هنگام خـوانـدن خطبه عقـد، اولا مهريه را بيـش از چهارده سكه طلا نمـى پذيرند. نه ايـن كه جائز ندانند اما معتقـدند مردم را بايد عملا به سادگى دعوت نمود و اگر بخـواهند بيـش از آن مهريه تعيـن كنند، تـوصيه مـى كنند عقـدشان را جاى ديگرى ببندند. ايـن را به عنوان يك اصل تغيير ناپذير تاكنــون رعايت كرده انـد. حالا بعضـى هـا علاوه بـر چهارده سكه طلا، يك سفـر حج يا عمـره اى هـم اضـافه مى كنند كه آن را هـم قبـول مى كنند، كه به هر حال يك سفر معنـوى است. اما از نظر مـالـى بيـش از چهارده سكه طلا بهار آزادى را نمـى پذيرند. نكته مهم ايـن است كه ايشان قبل از اجراى صيغه عقد حـدود يك ربع سـاعت عروس و داماد و خـانـواده هاى آنان را نصيحت مـى كننـد كه مقتصـد باشيد. رعايت صرفه جـويـى را بكنيد. خرجهاى گزاف نكنيد. تشريفات و ريخت و پاش نداشته باشيد و... خودشان هم در زندگـى خصـوصـى شان دقيقا هميـن طـور عمل مـى كننـد. مطلب مهم ديگري كه بايد به آن اشاره كرد اين نكته مهم است كه شخصيت والاى رهبـرى ايشان سـايـر امتيـازاتشـان را پـوشـانـده است. ايشـان يك اديب هستنـد و يك شـاعر هـم هستنـد. اشعارشان (كه اكثرا غزليات است) بسيار پرمحتوى و دقيق و عميق است و در طول سال چنديـن بار اتفاق مـى افتـد كه جلساتـى با شعـرا دارنـد و معمولا وقتى معروفتريـن شاعر هـم آنجاست و شعرى را خـدمت ايشان مى خـواند وقتـى ايشان نظرشان را مـى گـويند همه از جنبه هنـرى و تخصصـى مـى پذيرنـد. و در واقع دقايق و نكات بسيار ظريفى از سـوى ايشان مطرح مى شود. و خـودشان در ايـن زمينه صاحب نظرند. حتما شما سخنرانـى ايشان را به مناسبت بزرگـداشت حافظ شنيده ايد. هيچ كس تاكـنون اينچنيـن عالمانه راجع به حافظ صحبت نكرده بود. به واقع ايشان تنها حافظ ناس زنده در ايران هستند و در حال حاضر تنها كسي هستند كه غزلياتش با حافظ برابري مي كند. همچنين آقا در علوم رجال و تاريخ نيز سرآمد اقرانند. همچنين ايشان كتب تخصصـى فقهى را مطالعه مى كنند و جلساتـى با علماى بزرگ دارنـد. به صـورت هر هفته يك روز كه شخصيتهاى بارز و مجتهدى در آنجا جمع مى شـوند و مباحثى را كه مورد نظر هست بحث و صحبت مـى كننـد و جلسه بسيار مفيـدى هـم هست. آقا در سـايـر زمينه ها هم اهل مطالعه هستند. اما موضوع ديگري كه شايد براي بعضي جالب باشد اين است كه هم اكنون رهبر انقلاب علاوه بر مسولييت خطير زعامت و رهبرى امت اسلامي به تدريس دوره عالى فقه اشتغال دارند. به طور مثال در سال تحصيلي گذشته ايشان درس خارج فقه تدريس مي كردند. همچنين پسر بزرگ ايشان در حوزه علميه قم كفايه تدريس مي كند. در پايان مقاله اظهار اميدواري مي كنم كه توانسته باشم گوشه اي از چهره ي دلنشين پير و مراد و رهبر محبوبمان را ترسيم كنم و با تمام وجود از خداوند متعال مي خواهم كه سايه ي نائب المهدي مولا امام علي خامنه اي (روحي فداه) را تا ظهور مهدي موعود (ارواحنا لتراب المقدمه الفداه) بر سر مسلمين جهان محفوظ دارد. اي كه پير مردي پاك ز نسل آمنه اي سايه ات مستدام باد بر سر ما خامنه اي ![]() دوشنبه، 2 تير، 1382 نامه اي سرگشاده از سوي يكي از خوانندگان وبلاگ امام-رهبر
به نام خدا [لينك دائم] :: نوشته شده توسط امين ارتباط با امين: amin1365@tebyan.orgامروز نامه اي از سوي يكي از خوانندگان وبلاگ برايم ارسال شد كه در مورد نامه ي آقاي ابراهيم نبوي به رهبر انقلاب مي باشد. متن كامل نامه به اين شرح است: بسم الله الرحمن الرحيم من نمي دانم در مورد نامه ي آقاي نبوي چه بنويسم؟ آخر مي دانيد، ما و ايشان اصلاً زبان مشتركي نداريم كه بتوان با آن، هدفهايمان و نقطه نظراتمان را بنويسيم. آري من و اين آقا بزرگ شده دو فرهنگ متفاوتيم. ما در دو دوره زماني متفاوت؛ نشو و نما رده ايم و قاعدتاً نمي توانيم همديگر را درك كنيم. شايد بپرسيد چرا؟؟ ايشان دوره جواني خود را در زمان شكوفايي سلطنت پهلوي گذرانده اند و من در زمان جنگ و بيچارگي. آقا من فرزند زماني هستم كه جوانان ايران در ابوغريب از تشنگي شهيد شدند و ايشان فرزند زماني كه بهترين شراب اروپا ، در ايران ارزانتر از آب معدني دماوند بود. آقا ايشان فرزند زماني است كه ايران جزيره ثبات خاورميانه بود و من فرزند زماني كه موشك 9 متري در كوچه 4 متري مي افتاد و هيچ سازمان حقوق بشري هم اعتراض نمي كرد. آقا ايشان در زماني نشو و نما كرده اند كه آمريكاييان بزرگوار، گهگاهي منت بر سر ناموس ما گذاشته و به ناموس ما هم افتخار موانست مي دادند و اجازه نمي دادند كه زنان ايراني؛ از همجنسان فيليپيني و ترك و تاجيك خود كم آورند و در مقابل آنها احساس حقارت كنند كه چرا فلان سرباز آمريكايي نگاهي به ما نمي كند؟ من فرزند زماني هستم كه نه تنها اجازه ندادند ناموسشان ملعبه دست اجنبي گردد؛ بلكه بر زنان و دختران بي پناه بوسني نيز اشك ريختند. آري من فرزند زمانه اي هستم كه وقتي عكس سربازان آمريكايي را در اينترنت ديدم كه در عراق چگونه آزادي و دموكراسي را به زنان عراقي هديه مي دادند؛ 5/0 ساعت خشكم زد و نتوانستم تكان بخورم. هرچند خودم قبرستان خواهران گمنام را در كنار جاده ي بستان سوسنگرد به چشم خود ديده ام و با جنايات عراقيها آشنايم. ببينيد من هرچند سنّ كمم اجازه تمتع و بهره بردن را نداد و بي نصيبم گذارد!! اما حافظه ام اين اجازه را مي دهد كه با زحمات رژيم پهلوي جهت ايجاد تفريحات سالم براي ايراني عزيز آشنا باشم. آري از اين عزيزان بپرسيد كه چه فضاي بهشتيي در تهران فراهم كرده بودند؟ آري ايجاد شهركهاي باصطلاح بدنام، كه براي كامجويي جوانان اين مملكت بوجود آمده بود؛ آيا كم زحمت دارد؟؟ خوب من و امثال بيچاره ي بي نصيب من كه بهترين سالهاي عمرمان را در خاكريز گذرانده ايم؛ چگونه مي توانيم درك كنيم كه آن زمان، پهلوي گرامي چه زحماتي را تحمل كرده بود و ما ملت قدرنشناس، دنبال يك پيرمرد راه افتاده و گفتيم اسلام و آنچنان قيد شهوت و شكم را زده بوديم كه انگار فرشته ايم و احتياجي به اين غرايز نداريم.اصلاً خود عربها وقتي دلشان براي اسلام نسوخته، من ايراني چرا بايد قامت دلرباي پري بلنده و باند او را رها كنم و به دنبال مطرح نمودن اسلام در جهان باشم؟؟؟ آيا تنها گناه من اين بود كه هموطن سلمان فارسي هستم و قرار است در زماني كه همه را خواب غفلت فراگرفته؛ منادي دين خدا باشم؟؟؟ نه عزيز، بچه هاي دوره ما از بيياري با نماز شب حال مي كردند و فرزندان دوره ايشان با نازك بدنان. آري ما فرزند پل كرخه ايم و اينها بچه ي پل تجريش. آري هيچكس نبود از هم دوره ايهاي ما بپرسد كه مگر كسي شما را كتك زده كه اينجور گريه مي كنيد؟؟ آخه اين نماز چيه؟؟ چرا با ورزش هاي سوئدي سلامت خود را تضمين نمي كنيد؟؟ آخه مگه هيچ آدم عاقلي مي آيد و از كله سحر تا بوق سگ گشنه و تشنه باشد؟؟ آخه اين روزه گرفتن چه معنايي مي دهد؟؟؟ هيچكس به بچه هاي ساده دوره ما نگفت كه بابا؛ كي تا حالا از اون دنيا برگشته و بهشت و جهنم رو ديده، كه شما به عشق اون؛ خودتون رو جلوي تانك مي اندازيد؟؟؟ آقا در يك كلام بگويم كه ما فرزند دوره اي هستيم كه ماجراهاي آن را خيلي افراد نتوانستند درك كنند. حالا چرا؟؟؟ بماند تا بعد. اما ببينيد اگر بخواهم نگاهي به نامه نبوي بيندازم، چند نكته بارز در آن هست: 1. جوانان حزب اللهي پليدترين جوانان اين مرز و بومند( البته با اظهار تاسف و سوگمندانه) 2. پيروان رهبر معمولاً عده اي روستايي هستند( مثل روستاييان ورامين) 3. فداييان انقلاب 15% ملت ايران هستند. 4. رهبر ما بايد از سرنوشت صدام عبرت بگيرد. 5. اينكه ما مي گوييم دشمن داريم؛ حرف مفتي است. 6. ما اصلاً دوستي در دنيا نداريم. 7. تا دو سه سال ديگر اثري از جمهوري اسلامي نخواهد ماند. 8. اين عدم اقبال عمومي ملت در اثر آن است كه انتقادات نرم و ملايم روزنامه هاي دوم خردادي را تحمل نكرديم. 9. و از همه مهمتر اينكه قاضي مرتضوي در بهار 1379 چرا حم توقيف 14 روزنامه را صادر كرد؟ خوب اينها اهمّ مطالبي است كه ايشان نوشته اند و البته نكات ظريف ديگري هم هست كه در لابلاي مطالب خواهم گفت. اجازه مي خواهم از بند آخر شروع كنم. آقاي نبوي؛ آيا مي توانيد مرد و مردانه بگوييد شما در مقابل نوشتن يك ستون كوچك طنز، چقدر مزد مي گرفتيد؟؟ آيا گرفتن دستمزدهاي بالاي ميليون براي نوشتن يك ستون كوچك طنز، شايسته يك نويسنده كه خود را از اصحاب قلم مي داند؛ هست؟؟ آيا نبايد بين كار و مزد يك تناسبي باشد؟ آيا سوژه نمودن ي انسان مسلمان(امام جمعه اروميه) و مسخره نمودن ايشان در ملاء عام و مزدي كه از اين طريق انسان مي گيرد؛ حلال است؟؟ آيا انسان با اينجور پولها مي تواند مسجد بسازد؟ يا اينگونه پولها؛ صرف اينگونه موارد مي شود؟ خوب اگر هر كس ديگر هم بطور همزمان در چندين روزنامه ستون داشته باشد و براي هركدام يك مطلب بنويسد و دستمزد ميليوني هم بگيرد؛ وقتي آن روزنامه ها را توقيف كنند؛ اعصابش خورد نمي شود؟؟ پس بايد صريح گفت دعوا بر سر لاف ملا و چربي آخور است. مطلب بعد: اين عدم اقبال عمومي ملت در اثر آن است كه انتقادات نرم و ملايم روزنامه هاي دوم خردادي را تحمل نكرديم. خود ايشان مگر نگفته بود دوستان ما در مطبوعات تند روي كردند. حالا چطور آن تندروي ها تبديل شدند به انتقادات نرم و ملايم؟؟ شايد بگوييد كه آنوقت ايشان در بازداشت بودند و الان در فرانكفورت. من هم مي گويم: خوب است جوانان ما ببينند كه چه كساني آنها را تحريك مي كنند و براي آنها دلسوزي مي كنند!! افرادي كه به حرفهاي خودشان هم اعتقاد ندارند و هنگامي كه در فضاي هندوستاني اروپا تنفس مي كنند؛ فيلشان ياد مبارزه و انقلاب مي كند. آيا افرادي كه اينقدر مردانگي ندارند كه پاي حرف خودشان بايستاند، مي توانند الگو باشند؟ مورد بعدي: تا دو سه سال ديگر اثري از جمهوري اسلامي نخواهد ماند. اي كاش اين ادعا كه نه، بلكه پيشگويي عرفاني را آقاي رامسفلد وزير دفاع آمريكا مي پذيرفت و اميدوار مي شد كه تا قبل از مرگش؛ سقوط نظام جمهوري اسلامي را ببيند. نه آقاي نبوي؛ تا زماني كه نسل رزمندگاني كه معناي شرف و ناموس را فهميده اند؛ در اين مملكت نفس مي كشند، اين نظام هم پابرجاست. نكته بعدي: ما اصلاً دوستي در دنيا نداريم. اين مطلب را هم كاش آمريكا قبول مي كرد و نمي گفت عراقي ها و فلسطينيان و لبناني ها و سوري ها و ... مي خواهند پيروي از ايران نمايند. البته قبول دارم كه يك تيپ افراد هستند كه هرگز نتوانستند از ايران و ايراني خوششان بيايد. همانهايي كه در فضايي مشابه فضاي پهلوي در كشورهاي ديگر دنيا تنفس مي كنند. ساندويج مك دونالد غذاي بومي آنها و ويسكي و شراب فرانسوي( متاسفانه نام آنها را نمي دانم) نوشيدني آنهاست. ما از همراهي اين قشر مردم كه انگار در بينش شما؛ تمام مردم دنيا هستند، كاملاً بي نصيبيم. مطلب بعد: اينكه ما مي گوييم دشمن داريم؛ حرف مفتي است. من با شما كاملاً هم عقيده ام. زيرا اگر بعضي افراد فكر مي كنند آمريكا دشمن آنهاست و براي براندازي نظام آنها بودجه اختصاص مي دهد، در توهم بسر مي برند. چرا كه شما هرگز نه تنها آن دشمني را نمي توانيد احساس بكنيد؛ بلكه از مراحم آنها نيز بهره مند مي شويد و هرگز نه تنها دشمني و عدواتي در آنها نديده ايد؛ بلكه بعضي اوقات مقداري از آن بودجه ي غذايي خود را براي اثبات حُسن نيت براي شماها ارسال مي كنند. مورد بعدي: رهبر ما بايد از سرنوشت صدام عبرت بگيرد. من هم نه براي شما جوانهاي زمان پهلوي، بلكه براي جوانهايي كه فكر مي كنند شما علمداران مبارزه ايد؛ و آن جوانهايي كه بويي از غيرت و شرف برده اند عرض مي كنم نه تنها از وضعيت زنان عراقي كه عكسهايشان را در اينترنت و اخبارشان را در روزنامه ها آورده اند؛ بلكه از دختران ژاپني در اكيناوا و فيليپيني ها و ... درس عبرت بگيريد و اين را بدانيد براي بعضي ها ناموس حرف مفت و اسباب زحمتي بيش نيست. نكته بعدي: فداييان انقلاب 15% ملت ايران است. اولاً: من نمي دانم اين حرف ايشان را بايد نقطه ضعف دانست يا قوت؟؟ مگر در زمان جنگ، طبق آمار رسمي بيش از 5 ميليون نفر در صحنه بودند؟؟ آن آمار فقط 10% ملت ايران بود. ثانياً: اين آمار را از كجا آورده ايد؟ آيا از روي جمعيت ميليوني تظاهركنندگان و بعد تقسيم آنها بر كل جمعيت شهر آورده ايد؟؟ فقط اين را بدانيد كه شخص بنده كه تاكنون همه چيز خودم را صرف راه حضرت امام خميني سلام الله عليه و جانشين شايسته اش حضرت آيت الله خامنه اي(روحي فداه) نموده ام؛ اصلاً اهل راهپيمايي و تظاهرات نيستم و بقول خودم نيروي مانوري نيستم. بلكه فقط اهل عمل در صحنه هايي كه بايد از خود گذشت. ببين آقاي نبوي؛ حتي اطلاعات سازمانهاي جاسوسي آمريكا كه در ماجراي سلاحهاي عراق گند زدند؛ نيز اين حرف مسخره تو را قبول ندارند. آنها خودشان هم اعتراف مي كنند كه هرگز نبرد نظامي با ايران نتيجه نمي دهد و بايد از راه فرهنگي و باصطلاح اصحاب فرهنگ مزدور، راه را پيش ببرند. بنابراين آن ادعا كه محبوبيت رهبر عزيزمان از محبوبيت صدام بيشتر نيست؛ و فرزندان با شرف انقلاب را؛ از گارد رياست جمهوري كمتر دانسته ايد؛ فكر كنم از آن حرفهايي است كه حتي سازمان سيا هم حاضر نيست يك دلار كه سهل است، بلكه يك سنت بخاطر آن بدهد. مطلب بعد: جوانان حزب اللهي پليدترين جوانان اين مرز و بومند( البته با اظهار تاسف و سوگمندانه) بله همانطور كه گفتم من و اين آقاي نبوي عينكمان فرق مي كند. اصلاً او فرزند فرهنگي ديگر است. در فرهنگ او دروغ امري عادي براي امرار معاش است. حتي اگر اندكي شرافت را كنار آن بگذاريم، قيمتش دوبله مي شود. آخر آقاي نبوي بي انصاف، از زماني كه تو و امثال تو؛ آتش براي چندتا جوان كم اطلاع مي ريختيد تا بي ناموسي زمان گذشته را ترويج كنند؛ چند نفر از همين جوانهاي حزب اللهي را به جرم امر به معروف و نهي از منكر شهيد كردند؟؟؟ بگذريم كه حالم به هم مي خورد از اينهمه ... روزي در يكي از مطالب آقاي نبوي خواندم كه اگر آمريكا به ايران حمله كند، هيچ آسيبي نمي بينيم! زيرا در ايران هيچكس در جاي خودش نيست و آمريكا نمي تواند بفهمد كجا را مورد حمله قرار دهد!! مي خواهم بپرسم آقاي نبوي؛ آيا به نظر شما يك دلقك بهتر نيست به كار خودش كه مسخره كردن اين و آن است بپردازد و جوانهاي مردم را به تباهي نكشد؟؟ آيا مسلمان ها پليد و بي فرهنگ هستند؟؟ نظر سنجي همين چند كلام مختصر، نشان مي دهد كه چه افرادي بي فرهنگ و فحاش و پليد هستند. ما غصه نمي خوريم؛ ما راه درازي در پيش داريم؛ راهي تا زمينه سازي براي ظهور مولايمان مهدي صلوات الله عليه و در اين راه دجالهاي فراواني را بايد ببينيم. والسلام علي عبادالله الصالحين شنبه، 31 خرداد، 1382 پاسخ به پيام هاي خوانندگان وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحيم [لينك دائم] :: نوشته شده توسط امين ارتباط با امين: amin1365@tebyan.orgدر اين مقاله قصد دارم كه اندكي در مورد برخي شبهات كه از سوي خوانندگان وبلاگ در پيام ها مطرح شده است صحبت كنم. 1. در بعضي از پيام ها مشاهده كردم كه برخي دكتر علي شريعتي را در تضاد با رهبر انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي دانسته اند كه موجب تعجب اينجانب گرديد.در مورد روابط دكتر شريعتي و آيت الله خامنه اي موضوعي كه همگان به آن معترفند رابطه دوستانه و نزديك مرحوم شريعتي با آقا سيد علي بوده است. شايد جالب باشد كه بدانيد كسي كه خبر فوت مرحوم شريعتي در ساوتهمپتون انگليس را به پدر ايشان مي رساند، آيت الله خامنه اي بوده است. همچنين همانطور كه يكي از خوانندگان گرامي وبلاگ به درستي اشاره كرده اند كساني كه دكتر شريعتي را مي شناسند قطعا در كتاب خاطرات آن بزرگوار خوانده اند كه هرگاه ايشان در جواب سوالي عاجز مي ماندند مي فرمودند: « برويد از استاد ما آقاي خامنه اي بپرسيد. » 2. در مورد پيام ها يك مطلبي به ذهنم رسيد و آن اين است كه متاسفانه گاهي ديده ام كه بعضي از خوانندگان وبلاگ آيت الله امام علي خامنه اي را «بي سواد» يا «كم سواد» خوانده اند كه موجب خنده ما شد و ما اين را به حساب نا آگاهي آنها مي گذاريم. كساني كه ادعاي فرهنگ اصيل ايراني مي كنند و از شعر و ادب اصيل فارسي سخن مي گويند، توجه داشته باشند كه آيت الله خامنه اي در شعر و ادب فارسي و همچنين علوم رجال و تاريخ سرآمد اقرانند و غزليات ايشان زبانزد عام و خاص است. همچنانكه دوست عزيزمان جناب حق گو در قسمتي از پيامشان فرموده اند « در مورد علم آقاي خامنه اي شكي نيست.ايشان بهترين حافظ ناس زنده در ايران هستند و نظراتشان در مورد حافظ بسيار قابل اعتماد است. حتي اگر دقت كرده باشيد در سخنرانيهايشان هيچ اشتباه لفظي هم وجود ندارد. » اين مطالب را خطاب به كساني مي گويم كه آيت الله خامنه اي را تنها به عنوان رهبر انقلاب مي شناسند و خبر ندارند كه هم اكنون آيت الله خامنه اي علاوه بر وظيفه خطير زعامت و رهبرى امت اسلامي به تدريس دوره عالى فقه اشتغال دارند و تأليفات گرانسنگى در موضوعات مختلف به رشته تحرير درآورده اند.همچنين پسر بزرگ آقا سيد علي در حوزه علميه قم به تدريس كفايه مشغول است و ساير پسران ايشان هم همگي معمم هستند. 3. اما مهمتريم مساله اي كه قصد دارم به آن اشاره كنم مساله سوءاستفاده از نام حزب الله است.در ميان پيام هاي خوانندگان گرامي خواندم كه عده اي گروهك كوچك سعيد عسگر و دار و دسته اش را انصار حزب الله ناميده اند! من خدمت شما عرض مي كنم كه سعيد عسگر و دارو دسته اش و همچنين اغتشاشگران امير آباد همگي سر و ته يك كرباسند. بنده با صراحت مي گويم كه چماق به دستاني همچون سعيد عسگر و اوباش هاي همراهش هرگز مورد تاييد رهبري نبوده اند و نيستند. اينكه بعضي آگاهانه و يا از روي نا آگاهي اين بي منطق ها را به عنوان ياران رهبري معرفي مي كنند مرا به ياد مظلوميت شهيد بهشتي مي اندازد كه در سالهاي ابتدايي انقلاب همه چماقداري هاي خودسرانه سعيد عسگرها و گروه فشارهاي آن زمان را به حساب وي مي گذاشتند در حالي كه آن مظلوم بارها و بارها در سخنراني ها وجلسات خصوصي به جوانان حزب الهي توصيه و نصيحت مي كرد كه از درگيري فيزيكي در بحث ها بپرهيزند و با دليل و منطق با تئوري هاي انحرافي برخورد كنند. جالب اينجاست كه سعيد عسگرها و گروه هاي فشار و لباس شخصي هاي آن زمان بچه هاي حزب الهي را كه اين حرف هاي شهيد بهشتي را تكرار مي كردند،«بچه سوسول» خطاب مي كردند!!! باز هم تاكيد مي كنم كه حزب الله واقعي آن نيروئيست كه با منطق و استدلال مي آيد و صحبت مي كند و در مباحث مختلف سياسي و فقهي و اجتماعي و فرهنگي و ... شركت مي كند.آنجايي كه كشور در خطر است همين نيروهاي اصيل حزب الله و عاشقان حقيقي ولايت و منتظران واقعي مهدي موعود(عج) هستند كه مي آيند و اسلام را حفظ مي كنند نه معدود گروهك هاي متحجري همچون دار و دسته عسگر و گروه هاي فشار و ... كه بيشتر ما را به ياد گروهك متحجر فرقان مي اندازند كه در ابتداي انقلاب با برداشت بسيار غلط و ناصحيح از اسلام بيشترين ضربه ها را به انقلاب وارد كردند و مسلمين را در سوگ استاد شهيد مطهري متفكر بزرگ جهان اسلام نشاندند. حرف هاي گفتني بسيار است كه انشاءالله طي روزهاي آينده به آنها اشاره خواهم كرد. درود بر رزمندگان اسلام سلام بر شهيدان ![]() جمعه، 30 خرداد، 1382 29 خرداد سالروز درگذشت « دكتر علي شريعتي » متفكر بزرگ قرن و 31 خرداد سالروز شهادت « دكتر مصطفي چمران » سردار رشيد اسلام گرامي باد.
|
.
.
|