تبليغاتX
وب سایت پایگاه بروجردی( کاخک مقدس)

ولادت دخت نبی اکرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهارا به

همه عاشقان نبی و آلش تبریک و تحنیت می گوییم

تقدیم به روح پر فتوح بی بی دو عالم  

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/04/26ساعت 9:6 قبل از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 

 

Download

Play

مولودي 1

1

Download

Play

مولودي 2

2

Download

Play

مولودي 3

3

Download

Play

مولودي 4

4

Download

Play

مولودي 5

5

Download

Play

مولودي 6

6

Download

Play

مولودي 7

7

Download

Play

مولودي 8

8

Download

Play

مولودي 9

9

Download

Play

مولودي 10

10

Download

Play

مولودي 11

11

Download

Play

مولودي 12

12

Download

Play

مولودي 13

13

Download

Play

مولودي 14

14

Download

Play

مولودي 15

15

Download

Play

مولودي 16

16

Download

Play

مولودي 17

17

Download

Play

مولودي 18

18

Download

Play

مولودي 19

19

Download

Play

مولودي 20

20

Download

Play

مولودي 21

21

Download

Play

مولودي 22

22

Download

Play

مولودي 23

23

Download

Play

مولودي 24

24

Download

Play

مولودي 25

25

Download

Play

مولودي 26

26

Download

Play

مولودي 27

27

Download

Play

مولودي 28

28

Download

Play

مولودي 29

29

Download

Play

مولودي 30

30

 


+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/04/26ساعت 9:1 قبل از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 

اعتیاد

توتون چيست ؟

توتون گياهى است (نيكوتيانا تاباكوم و نيكوتيانا رستيكا) محتوى نيكوتين، دارويى اعتيادآور كه دو اثر محرك و افسرده كننده را با هم دارد.

رايج ترين شيوه استعمال توتون، تدخين آن به شكل سيگار است. توتون همچنين به شكل سيگار برگ يا پيپ دود مى شود. به شكل توتون جويدنى جويده مى شود و به شكل انفيه خشك با بينى بالا كشيده شده و يا به شكل انفيه تر بين لب ها يا داخل گونه نگاه داشته مى شود. توتون را همچنين مى توان با حشيش به شكل «سيگارى» تدخين كرد.

تمامى روش هاى استعمال توتون نيكوتين را به بدن منتقل مى كنند. سيگار كشيدن به عنوان خطرى براى سلامتى قلمداد مى شود و به همين دليل در بسيارى كشورها سخت گيرى در مورد استعمال آن در مكان هاى عمومى افزايش يافته است.

منشاء توتون از كجاست

توتون، مدت ها قبل از ورود اروپائيان توسط بوميان آمريكا كشت و به شكلى گسترده مصرف مى شده است و پس از ورود اروپائيان به آمريكا به ساير نقاط دنيا منتقل شد.

چه كسانى سيگار مى كشند

بالا رفتن آگاهى درباره اثرات منفى سيگار بر سلامتى و افزايش محدوديت ها، سيگار كشيدن را در كشورهاى پيشرفته به ميزان ثابتى كاهش داده است.

در حالى كه سيگار كشيدن و مصرف ساير انواع توتون در كشورهاى توسعه يافته در حال كاهش است، در كشورهاى در حال توسعه، اين ميزان روبه افزايش است.

همچنين سيگار كشيدن در ميان افراد داراى سطح تحصيلات و درآمد پائين تر در حال افزايش است.

مطالعات نشان مى دهد كه عوامل ژنتيكى در وابسته شدن يا وابسته نشدن فرد به سيگار نقش دارند.

در ميان افرادى كه مبتلا به اختلالات خاص روانپزشكى هستند، احتمال سيگار كشيدن بيشتر است. در پيمايشى كه در آمريكا بر روى دريافت كنندگان خدمات سرپايى روانپزشكى انجام شده، نشان داده شده است كه ميزان استعمال سيگار در ميان مبتلايان به اسكيزوفرنى 88 درصد، در ميان افراد مبتلا به مانيا 70 درصد و در ميان مبتلايان به افسردگى 49 درصد است.

پژوهش ديگرى نشان داده است كه 85 درصد كسانى كه به دليل وابستگى به الكل به مراكز درمانى مراجعه مى كنند نيز سيگارى هستند.

استعمال توتون چه احساسى در شما ايجاد مى كند

نيكوتين موجود در تنباكو به سرعت وارد مغز شده، در آنجا به شكل يك محرك عمل كرده و سرعت ضربان قلب و تنفس را افزايش مى دهد. دود سيگار همچنين سطح اكسيژن را در جريان خون كاهش داده و افت درجه حرارت پوست را سبب مى شود. در مورد سيگارى هاى بى تجربه، احتمال بروز سرگيجه، تهوع و سرفه يا عق زدن وجود دارد.

تغييرات خلقى حاصل از استعمال نيكوتين ملايم، پيچيده و قدرتمند هستند. برخى افراد احساس مى كنند كه سيگار كشيدن به هشيارى و تمركزشان كمك كرده و نيز سبب آرامش آنها مى شود. تحقيقات نشان داده است كه سيگار كشيدن افزايش سطح دوپامين را كه ماده اى شيميايى در مغز است، به همراه داشته و در فرد احساس لذت ايجاد مى كند و تمايل به ادامه اين عمل را در فرد برمى انگيزد.

كشيدن سيگار و دود غيرمستقيم آن مى تواند چشم ها،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/04/23ساعت 1:11 قبل از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 

اعتياد

آيا شما معتاد هستيد؟ حتماً از خواندن اين سؤال خيلي تعجب مي كنيد و فرياد مي زنيد: «نه...» اين سؤال ما را به ياد مواد مخدر، الكل و نظاير اينها مي اندازد و همين باعث مي شود بخواهيد هر گونه ارتباط خود با چنين مواد پليد و آسيب زننده اي را نفي كنيد.

اكثر برخوردهاي ما با اعتياد با خشم، تضاد و نااميدي همراه است. براي همين هم هست كه در مورد اعتياد از عباراتي مثل جنگ با مواد مخدر، از بين بردن عفريت اعتياد و نظاير اينها استفاده مي كنيم و به بيان داستان ها و حكاياتي از زندگي هايي مي پردازيم كه نشان مي دهند چگونه رفتارهاي اعتيادي، زندگي افراد را بر باد داده است. اما آيا دامنه استفاده ازتخدير كننده ها، تنها به چيزهايي مثل سيگار، حشيش، هروئين و الكل محدود مي شود؟ بايد بگوييم خير. در جهان امروز اعتيادهاي ديگري هم ديده مي شود كه اكثر شما با آنها آشناييد منتها ممكن است ندانيد كه اعتياد به اينها نيز در زمره رفتارهاي اعتيادي محسوب مي شود. در اين مقاله به معرفي برخي از اين رفتار هاي اعتيادي پرداخته ايم.

اعتياد به كار

اين اعتياد مسلماً با اعتيادي نظير اعتياد به الكل بسيار متفاوت است. معتادين به كار، همه ساعات و كل روز خود را صرف كار مي كنند و به اين ترتيب با دليل موجهي از اطرافيان خصوصاً افراد خانواده خود غافل مي شوند. در واقع اعتياد به كار، براي آنها اقدامي موثر براي فاصله گرفتن از ديگران است. كسي كه معتاد به كار است سرمايه گذاري سنگيني در كارش مي كند و نشان مي دهد كه براي او كار جدي است و او هم در كارش جدي است و به همين دليل بايد از جانب ديگران كاملاً جدي گرفته شود، اما در حقيقت، كار پوششي است براي فرار از مسئوليت هايي كه او نمي تواند و نمي خواهد با آنها روبه رو شود!

اعتياد به تلويزيون

دلايلي در دست است كه نشان مي دهد تماشاي تلويزيون هم داراي نشانه هاي يك رفتار اعتيادي است! بدين معني كه وقتي معتاد به تلويزيون را از تماشاي آن محروم مي كنيم، نشانه هاي محروميت ظاهر مي شود. در يك بررسي مشخص گرديد كه مانند هروئين، وقتي اشخاص بسيار معتاد به تماشاي تلويزيون، از آن محروم شدند، آثار محروميت نظير پرخاشگري، اضطراب، افسردگي، ناتواني در كنار آمدن با اوقات بيكاري و احساس گناه، 5تا 7 روز بعد به شدت در آنها نمايان شد. در اكثر موارد نياز به تماشاي افراطي تلويزيون، ناشي از احساس تنهايي و محروميت در زندگي است، نكته اي كه از نظر خود فرد در اغلب موارد پنهان مي ماند!

غير از اين اعتيادها، موارد ديگري هم وجود دارند كه به ظاهر مخدر نيستند اما فرد دانسته يا ندانسته به آنها معتاد مي شود. براي مثال، قهوه در حال حاضر در شمار مواد ممنوعه مصرفي نيست، در حالي كه مصرف زياد آن مي تواند مسائل جسماني و حتي احساسي شديدي ايجاد كند. بالزاك، نويسنده معروف فرانسوي در اثر اعتياد به قهوه از دنيا رفت. عادت او به قهوه چنان زياد و مخرب شده بود كه آن را به صورت سوپ غليظ مي خورد!

برخي افراد هم به چاي اعتياد دارند و اگر سر ساعت خاصي چاي ننوشند دچار سردرد و بي حوصلگي مي شوند! اعتياد به خريد كردن، فوتبال و به اينترنت نيز(خصوصاً در مورد پسران نوجوان) از ديگر انواع اعتياد است.پس همان طور كه مي بينيم بسياري از ما در سطوح كم يا زياد معتاديم. اما ببينيم چه مي شود كه نوع يا درصدي از اعتياد دامن گير بسياري از ما مي گردد؟

عوامل مؤثر در اعتياد

نظريه هاي روان شناختي و جامعه شناختي، دلايل زيادي براي ابتلا به انواع اعتياد ذكر مي كنند، اما ما در اينجا بيشتر قصد داريم از جنبه هاي دروني تر و تا حدودي متعالي تر، اين دلايل و عوامل را بررسي كنيم، هر چند مي دانيم كه آن دلايل نيز نتيجه بررسي ها و پژوهش هاي علمي و تجربي مي باشند و كاربردهاي خاص خود را دارند.

همه انسان ها ميل به كامل تر شدن دارند؛ تمايل به تكامل. اين تمايل در تمامي سلول هاي بدن انسان وجود دارد، گويي در حافظه هر سلول حك شده است. اين حافظه پاك نمي شود، اما مي توان روي آن را با انواع آلودگي ها پوشاند. وظيفه حقيقي ما در مورد اعتياد همين است كه آگاهي مربوط به كمال طلبي و كامل شدن را كه هميشه در شما وجود دارد، دوباره بيدار كنيم.

اعتياد به هر شكلي كه وجود داشته باشد اعم از اعتياد به مواد مخدر، غذا، الكل، سيگار، قمار، تلويزيون و صدها وسوسه ديگري كه همه روزه بر سر راهمان قرار مي گيرند، ناشي از آن است كه مي خواهيم در مكاني اشتباه به دنبال خواسته اي موجه بگرديم!

روبرت جانسون، روانشناس مشهور در كتاب خود به نام «وجد» ، همين مفهوم را چنين بيان مي كند: اعتياد چيزي نيست جز جايگزين كردن فساد و تباهي، به جاي تجربه سرور واقعي!

از اين ديدگاه معتاد يك جوينده است، اما جوينده اي گمراه. او در جستجوي شادي، نشاط و حتي ماورايي شدن است، اما در جهتي نادرست نگاه مي كند و در همان جهت نادرست دست به اقدام مي زند.

دست كم در شروع اميدوار است چيزي شگفت انگيز را تجربه كند، چيزي كه او را به وراي واقعيات تحمل ناپذير روزانه ببرد. البته اعتياد چيزي نيست كه كسي به آن افتخار كند، اما نشانه اي است از ميل انسان ها به رسيدن به تجربه هاي فراتر، تجربه هايي كه متأسفانه، هرگز با داروهاي مواد مخدر يا با رفتارهاي وسواسي، حاصل نخواهد شد. اكثر ما نمي دانيم نيازهاي معنوي داريم، منظور نياز به محبت يا نظاير آن نيست بلكه منظور نياز به نوعي آگاهي معنوي و دروني است. واقعيت اين است كه همان طور كه به آب، غذا و هوا احتياج داريم به «وجد و سرور» نيز نيازمنديم. وقتي نيازهاي حقيقي روح و روان، به درستي فهميده و ارضا نمي شوند بسياري از ما به انواع گوناگون فعاليت هاي تحريك كننده روي مي آوريم تا به تجربه اي كه جانسون، آن را «وجد» مي نامد دست يابيم.

همه انسان ها، در هر فرهنگ و در هر عصر تاريخي، نيازمند تجربه «وجد» بوده و هستند. آنها در پي اين بوده اند كه به نوعي از شادي و نظاير آن برسند كه وراي واقعيات زندگي روزانه باشد.

شخص معتاد نيز گمان مي كند با اعتياد خود مي تواند به شگفتي و رمز و راز برسد. اما خلأ معنوي او، كه به درستي هدايت نشده، او را به سمتي سوق مي دهد كه به اقدامات ويرانگرانه عليه خود تن مي دهد.بقيه ما نيز براي پر كردن همين خلأ، به اقدامات ديگري روي مي آوريم كه اگر چه ظاهراً به تخريب كنندگي اعتياد نيستند، اما در حقيقت، به همان اندازه نياز اساسي ما را بي پاسخ مي گذارند.

بر اساس اين شيوه درماني هر گاه اقدامي صورت مي دهيم، مثلاً مدادي را برمي داريم يا در قايق مي نشينيم يا مثلاً اسب سواري مي كنيم، تألم يا رضايت و خشنودي حاصله در ذهنمان باقي مي ماند و خاطره اي از آن تألم يا شادي، ثبت مي شود. اگر ميزان تألم، زياد باشد، سعي مي كنيم از آن عمل، حذر كنيم و اگر تجربه ما خوشايند باشد سعي مي كنيم هر طوري شده، آن را دوباره تكرار نماييم. اگر خاطره يك اقدام، لذت بخش باشد در ما ميلي ايجاد مي شود تا دست به اقدامي بزنيم كه دست كم به اندازه تجربه اوليه، رضايت بخش باشد و همين مطلب، خميرمايه اقدام افراد معتاد است.

هر كاري كه مي كنيم و يا به هر چه مي انديشيم در سلول هاي ما ميلي ايجاد مي كند كه نمي توان آن را پاك كرد. بنابر اين براي درمان اعتياد نبايد خاطره يا اميال مرتبط با رفتار اعتيادي را محو كنيم، بلكه مي بايست بر اين هدف متمركز شويم كه احساسات بسيار مثبتي در فرد معتاد ايجاد كنيم كه وسوسه هاي اعتياد را تحت الشعاع خود قرار دهد و از قدرت آنها بكاهد. يعني فرد معتاد جدا از تجربه مواد مخدر، تجربه لذت بخش ديگري داشته باشد كه بتواند به آن رجوع كند و در پرتو تماس با آن و لذت و رضايت ناشي از آن، به نيروي قدرتمندي براي بهبود خويش دست يابد. به همين دليل، درمان با اين روش، بر ايجاد يا احياي احساسات مثبت در فرد معتاد متمركز است و البته احياي چنين احساساتي ممكن نيست مگر آن كه فرد به خودشناسي و شناخت نسبتاً دقيق تري از شادي، رضايت و سرور، دست يافته باشد.

اين مقاله كوتاه در پي طرح روش هاي درماني اعتياد(كه در جاي خود كاملاً لازم و ضروري است) نيست بلكه بيشتر قصد دارد، با اشاره به خلاهاي معنوي كه در همه ما هست، بر اين واقعيت تأكيد كنيم كه اگر اين نيازهاي عميق معنوي، تحت هدايت صحيح قرار نگيرند، حتي اگر به مواد مخدر معتاد نباشيم، شادي هايمان منحصر به خوشي هاي سطح پايين و تنزل يافته اي خواهند شد كه هرگز پاسخگوي نياز ما نيستند. در نتيجه به مرور مانند معتاداني مي شويم كه هميشه در آرزوي سروري ورأي واقعيت هاي روزمره زندگي اند و البته هرگز نمي توانند آن را در پرخوري، كار، اقدامات جنسي، تلويزيون يا... بيابند.

اينك مجدداً مي پرسيم: آيا شما معتاد هستيد و آيا سعي داريد خلاء معنوي خود را از راه هاي نادرست پر كنيد؟

اگر به شناخت عميق تر و دقيق تري از خود و از مفهوم رضايت و سرور دروني نرسيده باشيم و اگر اين شناخت ما را به سوي سرمنشأ سرور و پركننده حقيقي تمام خلاء هاي دروني و معنوي هدايت نكرده باشد، بي تعارف حواسمان باشد كه معتاديم، يا به زودي به شكلي از اشكال اعتياد، مبتلا خواهيم شد!

www.linkestan.com/news/ARTICLEview.asp?key=608

سايت لينكستان

+ نوشته شده در  جمعه 1385/04/23ساعت 1:6 قبل از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 

آيا اکستازي را مي شناسيد؟


ECSTASY” “از حدود نيمه هاي دهه 1960 به عنوان آمفتامين با عوارض کمي براي کاهش افسردگي وارد بازار شد و به صورت کوتاه مدت باعث بهبود اين مشکلات شد اما به دليل سوء مصرف باعث مشکلات زيادي مي شود که باعث شده از آن به عنوان يک ماده مخدر نام برده شود. اين دارو به صورت قرص مصرف مي شود. معمولاً در پارتي ها و مهماني هايي که به مدت زياد به رقص و پايکوبي مي پردازند(RAVES)، استفاده مي شود.

اين قرص از موادي که باعث توهم زايي مي شوند هم تشکيل شده است. اين قرص زماني که ساخته مي شود، نظارتي بر روي آن صورت نمي گيرد و ممکن است از مواد ديگري هم ساخته شود (زيرا در کارخانه هاي معتبر ساخته نمي شود واين يکي از دلايلي است که باعث شده به عنوان قاچاق معرفي شود). از لحاظ رواني اين قرص باعث اعتياد هم مي شود که بسيار خطرناک است. تا حدي که 300 ميلي گرم از آن مي تواند سبب مرگ يک دختر 15 ساله شود.

اثرات کوتاه مدت

اکستازي باعث افزايش انرژي و توهم در فرد مي شود. مصرف کنندگان مي گويند که بعد از مصرف دوست دارند به ديگران نزديک شوند و با آنها تماس داشته باشند. از ديگر اثرات آن مي توان به: دندان قروچه غير ارادي، کاهش اعمال مهاري ، تاري ديد، افزايش ضربان قلب و فشارخون، احتمال بروز تشنج و...اشاره کرد.

 مواد تحريکي موجود در قرص مي توانند باعث شوند تا مصرف کننده به طور باور نکردني و طولاني مدت برقصد که اگر در اين شرايط گرما و شلوغي (مثلاً در يک پارتي) هم باشد ممکن است سبب تب و از دست دادن آب بدن (به شکل عرق) شود. اين شرايط مي تواند منجر به از دست دادن عملکرد عضلات، کليه، قلب و کبد شود. در اين صورت مي توان مرگ را هم ديد. حتي بعد از اين اثرات مشکل در خواب، اضطراب و افسردگي هم ديده مي شود.

اثرات طولاني مدت

استفاده مکرر از اکستازي (و يا اعتياد به آن) مي تواند سبب از بين رفتن و تخريب سلول هاي ترشح کننده سروتونين شود. اين سلول ها نقش مهمي در حالت روحي افراد، حافظه، يادگيري، درد و اشتها دارند که تخريب آنها سبب اختلال در عمل آنها مي شود (اختلال در حافظه و يادگيري، کم اشتهايي، افزايش احساس درد، افسردگي و اضطراب).

در ضمن اين قرص ها در انواع نام هاي تجاري و با آرم هاي مختلف ساخته مي شوند. مثل: ميتسوبيشي، موتورولا و...

حال بايد از کساني که از اين ماده خطرناک استفاده مي کنند پرسيد که آيا حالت سرخوشي موقت به اين همه اختلال و شايد مرگ مي ارزد؟؟!!

عرفان احمدي

لينک ها

خطر، در كمين است

عطش مرگ

عوارض زيانبار و كشنده قرص اكستاسي

بي خبري از مصرف قرص هاي اكستازي

اكستاسي ؛ طاعون خفته عصر ما

کتاب هاي «روان شناسي» ، «خانواده» و «متفرقه» در فروشگاه اينترنتي تبيان

+ نوشته شده در  جمعه 1385/04/23ساعت 0:58 قبل از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 

حضرت آيت الله العظمی سيد روح الله خمينی (ره)

زبان : فارسی

نشانی : www.imam-khomeini.com

حضرت آيت الله العظمی سید علی خامنه ای

زبان : فارسی -العربيه - اردو -English French - Turkish - 

نشانی : www.wilayah.ir

حضرت آيت الله العظمی محمد فاضل لنکرانی

زبان : بیست و شش زبان زنده دنیا

نشانی : www.lankarani.net

حضرت آيت الله العظمی شيخ محمد تقی بهجت فومنی

زبان : فارسی

نشانی : www.aviny.com/Ahkam/ResalehBahjat

حضرت آيت الله العظمی ميرزا جواد تبريزی

زبان : فارسی - العربيه - English اردو - French - Turkish -

نشانی : www.tabrizi.org

حضرت آيت الله العظمی ناصر مکارم شيرازی

زبان : فارسی - العربيه - اردو - English

نشانی : www.makaremshirazi.org

حضرت آيت الله العظمی سيد  علی سيستانی

زبان : فارسی - العربیه - English اردو  - French - Turkish -

نشانی : www.sistani.org

حضرت آيت الله العظمی  شيخ حسين نوری همدانی

زبان : فارسی - العربیه - English

نشانی : www.noorihamedani.com

حضرت آيت الله العظمی شيخ لطف الله صافی گلپايگانی

زبان : فارسی - العربیه - English

نشانی : www.saafi.net

حضرت آيت الله العظمی سيد محمد سعيد حکيم

زبان : فارسی - العربیه - English

نشانی : www.alhakeem.com

حضرت آيت الله العظمی يوسف صانعی

زبان : فارسی - اردو - العربیه - English

نشانی : www.saanei.org

حضرت آيت الله العظمی عبد الکريم موسوی اردبيلی

زبان : فارسی -  العربیه

نشانی : www.ardebili.com

حضرت آيت الله العظمی سيد محمد شاهرودی

زبان : فارسی - العربیه - English

نشانی : www.shahroudi.org

حضرت آيت الله العظمی ميرزا جواد غروی علياری

زبان : فارسی - العربیه - English

نشانی : www.gharavi-aliari.com

حضرت آيت الله العظمی محمد باقر حکیم

زبان :  العربیه

نشانی : www.al-hakim.com

دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری

زبان : فارسی - English

نشانی : www.khamenei.ir

+ نوشته شده در  جمعه 1385/04/23ساعت 0:56 قبل از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 

پس لرزه ي مواد مخدر (1)


زندگي در يك دنياي رنگارنگ خيالي كه در آن همه آرزوها و خواسته ها دست يافتني هستند، چقدر لذت بخش است..! دنيايي كه در آن همه شادند، همه خوش خلق و پرانرژي و در آن زيبايي ها، زيباترند و تا عمق وجود انسان نفوذ مي كنند. اما ناگهان در اوج لذت و سرمستي همه چيز تاريك و خاموش و نابود مي شود . گويا آنچه ديده اي رويا و يا كابوسي بيش نبوده است. تو افسرده، گنگ و ناتوان ، بربرهوت دنياي خيالي خويش ايستاده اي و حتي دريغ از قطره اشكي كه بر گورستان آرزوهاي بر باد رفته بتوان ريخت...

«مريم رامشت»، روان شناس مركز مشاوره دانشجويي دانشگاه علم و صنعت ايران مي گويد: به طور كلي هيچ ماده شيميايي در اصل خوب و يا بد نيست و اين بستگي به استفاده اي دارد كه از آن مي كنيم .

وي معتقد است: بسياري از داروها اگر در موقع مناسب استفاده شود، نتيجه نجات بخشي دارد، ليكن در اثر سوء مصرف، مضرات زيادي خواهد داشت. به گفته او داروهاي محرك رواني نيز در پزشكي براي موارد متعددي درمان بخش است. مثلاً در برخي از اختلالات كودكان بيش فعال، كاهش تمركز، بيماري ناركوپسي و ... استفاده از اين داروها نه تنها ضرري ندارد، بلكه نجات بخش است. به طور كلي موادي كه مورد سوء مصرف قرار مي گيرند، به دو دسته محرك و مخدر تقسيم مي شوند.

رامشت مي گويد: آمفتامين ها جزو اين دسته از مواد هستند كه اولين بار در لابراتوار به شكل قرص ساخته شدند كه اثرات درماني خاصي داشتند، خصوصاً در درمان افسردگي هاي ناشي از كهولت، استفاده از اين دارو علاوه بر آن كه خلق را بالا برده و باعث افزايش انرژي مي شد، در كاهش اشتها نيز اثر گذاشته و براي درمان چاقي نيز مورد استفاده قرار مي گرفت. اين گروه از داروها روي برخي از گيرنده هاي مغز به نام «دوپامين» اثر مي گذارد. اين گيرنده ها از واسطه هاي اصلي شيميايي مغز محسوب مي شوند كه افزايش آنها باعث تحريك و انرژي زياد و كاهش آنها منجر به كندي و افسردگي در فرد مي شود.

وي گفت: در واقع آمفتامين با تحريك گيرنده هاي شيميايي مغز منجر به افزايش انرژي، افزايش خلق و بالا رفتن اعتماد به نفس در انسان مي شود و حتي در داروهاي دوپينگ هم يكي از انواع اين ماده مورد استفاده قرار مي گيرد.

داروهايي كه سيستم دوپاميني مغز را فعال مي كنند، علايمي شبيه به افزايش خود به خودي دوپامين را در فرد ايجاد مي كنند و داراي علايم جسمي و رواني ديگري نيز هستند مانند: احساس انرژي زياد، هيجان بسيار زياد، پرحرفي، بيش فعالي، اضطراب، خشكي دهان و بيني، بازشدن مردمك، بالارفتن فشارخون و ضربان قلب، از دست دادن آب بدن و ايجاد توهمات شنوايي، بينايي و لامسه .

اين روان شناس در مورد داروهاي خياباني (اكستازي ) مي گويد: داروهاي خياباني به طور مصنوعي و غير مجاز در لابراتوارها ساخته و فروخته مي شوند كه از جمله آن قرص هاي شادي آوري است كه به نام اكستازي، خلسه، شيشه، ياشابو، آدم و حوا، يخ (در آمريكا) معروف هستند.

رامشت افزود: قرص اكستازي، به معناي لذت يا شادي عميق برخلاف نامش داروي مفيد نبوده و از دهه هشتاد در اروپا غير قانوني و ممنوع اعلام شد. وي توضيح داد: قرص اكستازي از مشتقات آمفتامين است، در سال 1914 براي اولين بار توسط شركت داروسازي آلمان توليد شد. در آن زمان متخصصان اميدوار بودند كه بتوانند از اين قرص استفاده درماني زياد بكنند.

اين قرص در چند دهه مورد استفاده قرار گرفته است، اما به دليل عوارض زيادي كه بر جاي گذاشت به طور كلي مصرفش ممنوع شد تا اين كه بار ديگر در دهه ???? ميلادي مصرف آن در ميان نوجوانان و جوانان غرب رايج شد. اين جوانان در مجالس رقص از اين قرص ها استفاده مي كردند تا اين كه در سال ???? مصرف اين قرص غير قانوني و حمل و داشتن آن نيز، جرم اعلام شد. در تمام كشورهايي كه عضو كنوانسيون سازمان ملل هستند، از جمله ايران مصرف مواد روانگردان جرم است و هرچند كه در قانون مبارزه با مواد مخدر ايران نامي از اكستازي نيامده است، ليكن مصرف آن غير قانوني است و دست قانونگذار براي برخورد باز است .

رامشت در مورد «اكس » و عوارض آن نيز مطالبي عنوان كرد و گفت: اكس ماده اي توهم زا و محرك است و به صورت پودر نيز موجود است .

توليد كنندگان اين قرص ها كه عمدتاً در اروپاي غربي و جنوب آسياي شرقي هستند، اين قرص ها را در بيش از صد نوع، صد رنگ و با اسامي فريبنده در اختيار جوانان و نوجوانان قرار مي دهند تا بدين ترتيب آنان را براي مصرف اين مواد تشويق و ترغيب كنند.

قرص هاي شادي آور در كمتر از يك ساعت خلق فرد را بالا برده و احساس لذت بخش و شادي آوري در او ايجاد مي كند.

مصرف كننده در تخمين فاصله ها دچار مشكل شده، دچار توهم در شنوايي، بينايي و لامسه مي شود، اعتماد به نفس به طور موقت افزايش مي يابد و شخص را نسبت به آينده به طور فزاينده اميدوار مي نمايد و شخص خود را در دنيايي مي بيند كه همه آرزوهاي او دست يافتني هستند. وي افزود: اكس، حس صميميت را در فرد افزايش مي دهد و احساس مي نمايد كه با هر كسي مي تواند ارتباط برقرار كند. استفاده كنندگان از اين قرص ها دچار حالات شيرين و بد مي شوند. عده اي مي گويند كه در آن چند ساعت سرخوشي، صداي موسيقي مي شنوند و يا رنگ هاي زيبا و خاصي را مي توانند ببينند.

اين حالات به شخصيت هر كسي بستگي دارد. جواناني كه اقدام به مصرف اين قرص ها مي كنند به دليل اين كه دچار توهماتي در بينايي، شنوايي و ديگر حواس مي شوند، بدون اينكه متوجه خطرات آن بشوند، دست به كارهايي مي زنند مانند پريدن از بلندي، بيرون پريدن از ماشين در حال حركت و ...

با توجه به اين كه قرص هاي شادي آور، انرژي را به شدت افزايش مي دهد، مي تواند حالت هاي پرخاشگري و توهم را در تداوم مصرف افزايش دهد و موجبات صدمه زدن به ديگران را فراهم آورد، از اين رو كنترل فرد مصرف كننده در اين شرايط بسيار داراي اهميت است.
افراد مصرف كننده از قرص هاي شادي آور اكس بعد از اين كه تأثير حاد اكس را بعد از سه تا شش ساعت از دست مي دهند، كاملاً حالات خود را به ياد مي آورند و در بعضي از موارد فرد از اين كه تعادل رواني خود را از دست داده و دست به كارهايي زده است كه در شرايط عادي به هيچ وجه انجام نمي داده و به شدت دچار گناه، پشيماني، افسردگي و نهايتاً تفكرات خود تخريبي همچون خودكشي و يا گرايش مجدد به مصرف خواهند شد كه در صورت استفاده مكرر از اين قرص پس از مدت كوتاهي به طرز دردناكي جان مي سپارند.

قرص اكستازي به عنوان محرك ، درجه حرارت بدن، فشارخون و ضربان قلب را افزايش مي دهد و از طرف ديگر از آنجا كه اين قرص تنها نيز مصرف نمي شود و معمولاً در پارتي ها همراه با مشروبات الكلي مورد استفاده قرار مي گيرند، اين مسئله باعث كم آبي شديد بدن مي شود و در اثر ايست قلبي و عروقي جان مي دهد.

مصرف اين قرص ها به كبد و كليه آسيب مي رساند و فشارخون را بالا مي برد و در يكي از حمله هاي فشارخون كه معمولاً از عوارض اجتناب ناپذير مصرف اكس است، خونريزي مغزي ايجاد خواهد شد. مصرف طولاني مدت و زياد اكستازي منجر به اختلال درك و تفكر بدبيني گزند و آسيب، توهمات شنوايي و بينايي و در نهايت نوعي جنون پارانوئيدي (شبيه اسكيزوفرني) و بروز علائم سيستم عصبي چون بي حسي و پرش عضلاني در فرد مي شود كه در مصرف كوتاه مدت اين حالات ممكن است يك تا دو هفته طول بكشد.

منبع: ايرنا

لينک ها

آثار مصرف اكستازي ( پرواز مرگ با قرص شادي (2))

پرواز مرگ با قرص شادي ( قسمت اول )

آيا اکستازي را مي شناسيد؟

خطر، در كمين است

عطش مرگ

عوارض زيانبار و كشنده قرص اكستاسي

بي خبري از مصرف قرص هاي اكستازي

اكستاسي ؛ عامل نشاط يا سبب مرگ

اكستاسي شادي جواني يا مرگ سلامتي

اكستاسي ؛ طاعون خفته عصر ما

کتاب هاي «روان شناسي» ، «خانواده» و «متفرقه» در فروشگاه اينترنتي تبيان

+ نوشته شده در  جمعه 1385/04/23ساعت 0:42 قبل از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 
يكي از دوستانم صداي ناله 4ديپلمات ايراني را از ساختمان فالانژها شنيده بود

نماينده جنبش امل در تهران خاطرنشان كرد: يكي از دوستانم صداي ناله 4ديپلمات ايراني را از ساختماني متعلق به فالانژها شنيده بود.ظهر امروز دوشنبه به دعوت بسيج دانشجويي دانشگاه علم و صنعت، نشستي خبري با حضور سعيد ابوطالب، دبير كميته‌هاي پيگيري سرنوشت 4 ديپلمات ربوده شده و امام موسي صدر، رائد موسي فرزند ديپلمات ربوده شده، عادل عون نماينده جنبش امل در تهران و امير كمالي عضو شوراي سياست‌گذاري موسسه فرهنگي امام موسي صدر به منظور بررسي آخرين تحولات پيگيري سرنوشت اين 5 نفر در اين دانشگاه برگزار گرديد.
عادل عون نماينده جنبش امل در تهران كه خود از دوستان قديمي امام موسي صدر بوده است، خاطرنشان كرد: متاسفانه تا ديروز يك قاضي سني در دستگاه قضايي لبنان مسئول پييگري سرنوشت 4 ديپلمات بوده است كه سني‌ها و مسيحيان به‌واسطه ترس از ترور شدن توسط سيستم‌هاي اطلاعاتي ليبي، نمي‌توانند به درستي به بررسي اين پرونده بپردازند.
وي افزود: البته چندي پيش قاضي اين پرونده استعفا داد و مسئوليت اين امر به عهده يك قاضي شيعه گذاشته شد كه اين قاضي به همراه صدرالدين صدر پسر امام موسي براي بررسي اين پرونده سفري به ايتاليا داشته است.
به گفته اين عضو جنبش امل، رفتن امام موسي به ليبي بديهي و عدم خروج وي نيز قطعي است. ابونزال فلسطيني كه از جنبش فتح جدا شد و به تشكيلات قذافي پيوست، در سفر به عراق توسط سيستم امنيتي قذافي ترور شد. قذافي او را قاتل امام موسي صدر شمرده است. قذافي در جايي ديگر نيز ابوالعباس دبيركل حركت آزاديبخش فلسطين را عامل قتل امام موسي صدر دانسته است.
عون تصريح كرد:‌قذافي به‌واسطه رابط‌هايي كه به سوريه و لبنان فرستاده است، تاكيد كرده كه حاضر به صرف هرگونه هزينه‌اي براي به فراموشي سپردن مسئله امام صدر در ايران است، اما جنبش امل، حزب‌الله و مقامات سوري به تبعيت از جمهوري اسلامي هميشه فرياد زده‌ايم كه خون امام موسي صدر با هيچ بهايي قابل معامله نيست.
وي در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس مبني بر آخرين اخبار در مورد «ران‌آراد» خلبان اسرائيلي كه رژيم صهيونيستي تصريح كرده حاضر به مبادله استخوان‌هاي او با اطلاعات مهمي در مورد 4ديپلمات است، اظهار داشت: اين درست است كه ران آراد خلبان اسرائيلي هنگام بمباران بيروت هواپيمايش مورد اصابت تيرهاي نيروهاي حزب امل قرار گرفت و سقوط كرد اما او با چتر از هواپيما به بيرون پريد. وي در مدت معيني در جايي توسط ابومصطفي ديراني يكي از اعضاي حزب امل نگهداري مي‌شد. ديراني كه بعدها توسط هليكوپتر رژيم صهيونيستي ربوده شد و به مدت 10 سال در فلسطين اشغالي به سر مي‌برد و سرانجام در معاوضه اسراي حزب‌الله و رژيم صهيونيستي آزاد شد، طي مدت اسارت ران‌آراد، از جنبش فتح جدا شد و به حزب‌الله پيوست و اسير خود را نيز با خود برد. ديراني ران‌آراد را در روستايي به نام ميدون در بقاء غربي نگهداري مي‌كرد كه در همان روزها اسرائيل آنجا را بمباران و اشغال كرد. حزب‌الله تاكيد كرد كه در صورت عدم شكست محاصره، اين گروگان را اعدام خواهد كرد و جالب است كه اسرائيل با همه تبليغاتي كه در جهت اسطوره نمودن اين خلبان انجام داده، از محاصره شهر دست برنداشت.
وي افزود: اين يك سياست فريبكارانه از سوي رژيم صهيونيستي است كه حاضرند حتي در قبال استخوان‌هاي ران آراد اطلاعاتي در مورد 4 ديپلمات ايراني بدهند. اسرائيل در طول اين مدت هيچ اطلاعاتي ارائه نداده است.
وي درخصوص اطلاعات خود از پرونده 4ديپلمات تصريح كرد: يكي از دوستان من كه كارمند مجلس اعلاي شيعيان بود، مي‌گفت كه اتومبيل سفارت ايران را مقابل ساختمان فالانژيست‌ها ديده و از اين ساختمان صداي فرياد چند نفر را كه به‌واسطه انجام شكنجه ابراز ناراحتي مي‌كردند، شنيده است.
 

 

منبع : خبرگزاری فارس

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/04/23ساعت 0:32 قبل از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 
***لب تاب مجاني***


با سلام : يه سايت خيلي خوب كه چند وقتيه راه افتاده زودتر بريد و ثبت نام كنيد ( بدون هيچ پولي )



با عضويت در اين سايت يك لب تاپ مجاني دريافت مي كنيد .

مي دونيد چرا ؟؟؟؟؟ شركت ايسر به منظور انجام كار تبليغاتي

 محصول جديدش به يك ابتكار جالبي دست زده و اون اينه كه

 با عضويت در سايت تبليغاتي جديدترين محصول اين شركت به

  شما لينك اختصاصي داده مي شود و شما با فرستادن اين

لينك براي 18 نفر از دوستانتون اون هارو براي عضويت در اين

 سايت دعوت مي كنيد .  حتما بايد طوري دعوت كنيد كه 18 نفر

 از طريق لينك شما ثبت نام كنند .به شما به خاطر عمل بازاريابي

 يك عدد لب تاپ جديد ايسر هديه مي شود به امتحانش

مي ارزه  چون پولي نمي خواهد پرداخت كنيد فقط 20 دقيه

 وقت مي خواهد . اين سايت از كشور ايران پشتيباني ميكند

 سريعتر عضو شويد چون ممكنه تموم بشه .



  تذکرات مهم :


۱- سعي نکنيد که چند بار ثبت نام کنيد چون سيستم هوشمند است و جايگاه شما را مي سوزاند .


۲- براي ثبت نام بايد حد اقل ۱۸ سال داشته باشيد و اگر سن

شما از اين مقدار کمتر است (۱۹۸۶) يکي از اعضاي خانواده که

به اين سن رسيده را ثبت نام کنيد .



۳- ممکن است به دليل ترافيک بالاي سايت نتوانيد د وارد شويد بنابراين بايد بعدا وارد شويد .



۴- در بين کار هرجا با يک صفحه برخورد کرديد که دو گزينه داشت بايد

 گزينه   no tanks    را بزنيد .


 

5- اگه در هنگام كار جايي با مشكل برخورد كرديد با

 من تماس بگيريد راهنمايي مي كنم

 

بعد از خواندن نکات بر روي لينک زير کليک کرده و قدم به قدم با ما پيش بيابيد


 

http://notebook.GustoNetwork.com/index.php?mid=726096

 

بعد از ورود به اين لينک بر روي کلمه registry now  کليک کنيد . مشخصات خود را طبق راهنمايي پايين پر کنيد .



first

 name                                                                                                                                                                                                                            

 

address line 1  آدرس منزل . بايد به اين صورت نوشته شود . sq ميدان st       خيابان      alley كوچه  no       پلاك



مثال :  alley: shahid mansuri  no: 127 sq:enghelab    st :azdadi




city  : شهر



provirke / state   : استان



postal code / zip :       كد پستي



country   :          كشور



email address  :      ايميل



phon number :    تلفن منزل . بايد به اين صورت نوشته شود . كشوربدون صفر -  يعني 98+ كد استان بدون صفر + تلفن منزل



data of birth  :      تاريخ تولد



 

username  :       نام كاربري



password :       كلمه عبور و تكرار آن



تمامي اطلاعات بايد به صورت انگليسي تايپ شود . تمام گزينه ها بايد پر شود .


مرحله اول :


 بعد از وارد کردن مشخصات و تاييد آن دوباره لينکي که به شما دادم را زده و اين با کلمه عبور و شناسه کاربري خود را وارد و وارد دفتر کار خود شويد .



* اگر در اين صفحه چيزي را نمي توانستيد انتخاب کنيد بايد کلمه      no tanks       را زده و ادامه دهيد .


 

 


از منوي بالاي صفحه بر روي کلمه    affer       کليک کنيد . در صفحه دوم که باز مي شود تبليغ دوم را انتخواب کرده و بگذاريد صفحه تبليغاتي که براي شما باز شده است کامل شود . بعد از کامل شدن صفحه تبليغاتي آن را ببنديد . گاهي بايد بر بالاي صفحه كليد كنيد تا به قسمت    افرز     برسيد



مرحله دوم : حال از منوي بالا    referrals   را انتخواب كرده . شما رد اين صفحه يك لينك قرمز مي بينيد كه لينك شما است و بايد ۱۸ نفر از طريق همين لينك و به صورت بالا ثبت نام كنند .در همين صفحه تعداد زير دستان معلوم مي شود . 


 

مرحله سوم : بعد از اينكه ۱۸ نفر از طريق لينك شما ثبت نام كردند بايد از منوي  order   لب تاپ خود را انتخواب كنيد .


 

تذكر مهم : ممكن است بعد از چند روز از تمام شدن ۱۸ نفر شما سايت آن را شناسايي كرده و اجازه انتخواب لب تاپ را دهد . اين به خاطر ترافيك بالاي سايت است .


حالا واقعا اين نوت بوک را به ما مي دهند ؟


به امتحانش مي ارزه ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/21ساعت 5:11 بعد از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 
فيلم يك جنايت


سلام


مدتي از آخرين به روز شدنم گذشت مرا به خاطر اين كه نتوانستم سعادت صحبت با شما را پيدا كنم ببخشيد


اين بار لينك زير كه فيلم جنايت نيروهاي اسرائيلي در نوار غزه است را برايتان گذاشته ام . در اين جنايت هولناك نيروهاي كثافت رژيم صهيونيستي بي دليل يك خانواده هفت نفره راقتل عام مي كنند .


ديدن اين فيلم بد نيست براي كساني كه...... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/04/18ساعت 2:2 بعد از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 
برای دیدن جدیدترین خبرها کلیک کنید یر روی ادامه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/04/18ساعت 9:43 قبل از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 
 

 

 

پدرم ؛ شهيد بهشتي !

مصاحبه‌ي اختصاصي تبيان با خانم بهشتي (دختر شهيد دکتر بهشتي)

21 خرداد 1385

شهيد بهشتي، باباي خوب ما!

دفتر نشر آثار شهيد بهشتي، کتابي از ايشان چاپ کرده با عنوان ”نقش آزادي در تربيت كودكان“. کتاب، مجموعه‌ي سخن‌راني‌هاي ايشان است در بعضي مدارس خاص. ايشان مي‌گفتند شما در عين حال كه براي كودك اصول و قواعدي مطرح مي‌كنيد، بايد دورادور راهنمايي‌اش هم بكنيد. به خصوص در مورد دختران تأكيد مي‌كردند كه كودك شما انسان است، مي‌انديشد، فكر مي‌كند، خلاقيت و ابتكار دارد. كودك بايد اختيار و آزادي داشته باشد در انتخاب راه. فكر نكنيد كه كودكي كه در يک محيط بسته و در يک قالب كليشه‌اي بزرگ مي‌شود، مشكلي نخواهد داشت. اين بچه وقتي وارد اجتماع مي‌شود و با افكار مختلف برخورد مي‌كند، نمي‌تواند راه خود را انتخاب كند. کودک بايد طوري تربيت شود كه در عين حال كه مباني اسلامي براي او گفته مي‌شود، مسائل ديگر را هم بداند. خود من اين‌طوري بزرگ شده‌ام.
من مدرسه مي‌رفتم. آن موقع خيلي‌ها معتقد بودند كه اگر بچه‌ را به مدارس با نظام جديد آموزشي بفرستند، منحرف مي‌شود. اما شهيد بهشتي اين‌طور فكر نمي‌كردند. من چهار پنج سالم بيشتر نبود که پدرم مرا به اولين كودكستان قم فرستادند. همه تعجب کردند؛ اما ايشان مي‌گفتند اگر ما مي‌خواهيم كودك‌مان اجتماعي شود، بايد از كودكي زمينه‌اش را فراهم كنيم.

خيلي جالب بود! مرا تشويق مي‌كردند كه سرود و دكلمه بخوانم. حتي براي خودم هم جاي تعجب داشت. من خجالتي بودم و دوست نداشتم جلوي ديگران ظاهر شوم.

بعد از اتفاقات سال 42 در قم، ايشان را به تهران تبعيد كردند. در تهران، محيط جور ديگري بود. خيلي از دانش‌آموزان از خانواده‌هاي ارتشي بودند و عملاً بي‌حجاب. لباس دانش‌آموزها، بلوز و دامن و جوراب كوتاه بود. فقط من و يك نفر ديگر با چادر به مدرسه مي‌رفتيم كه به ما هم ناظم مدرسه هميشه ايراد مي‌گرفت و معترض بود كه: «چرا نظم مدرسه را به هم مي‌زنيد؟!» از آن‌جا هم كه ما به آلمان رفتيم؛ با آن محيط باز و مدارس مختلط و روابط آزاد بين دختر و پسر.

اين جور وقت‌ها ايشان راهنماي خوبي بودند. يكي از معضلات جامعه‌ي امروز اين است كه پدر و مادرها وقت كافي براي بچه‌هايشان نمي‌گذارند. آن‌قدر گرفتار کار و شغل و درآمد هستند كه وقت گوش دادن به درد دل‌هاي بچه‌ها را ندارند. اما شهيد بهشتي با وجود آن‌همه مشغله‌اي که داشتند، اين وقت را مي‌گذاشتند. مثلاً يادم مي‌آيد مي‌گفتند شما يك‌شنبه ساعت 6 تا 8 بيا، بنشينيم ببينيم مشكلات درسي شما چيست؟ با بچه‌ها مثل مشاور برخورد مي‌كردند. مثلاً اگر قرار بود مسافرتي برويم، فقط از همسرشان نظر نمي‌خواستند. همه‌ي اعضاي خانواده را جمع مي‌كردند و از همه مي‌پرسيدند که كجا برويم و چطور برويم و ...؟ اين در روحيه‌ي جوان خانواده تأثير خيلي مثبتي داشت. مشكلي كه در خانواده‌ي امروز داريم، اين است كه پدر و مادر فكر مي‌كنند فرزندان بايد مطيع كامل باشند. اما ايشان معتقد بودند نبايد تحكم‌آميز با كودكان برخورد كرد. سعي مي‌كردند راهنماي خوبي براي فرزندان باشند. خودشان براي فرزندشان، علاوه بر اينكه پدر بودند، استاد و الگو و راهنماي خوبي بودند.

شهيد بهشتي، در خانه!

دكتر بهشتي در خارج از كشور مشغله‌ي زيادي داشتند؛ دائم پاسخ‌گوي مراجعات محافل مختلف و سخن‌راني و تهيه‌ي جزوات (به زبان آلماني) بودند. با اين همه، وقت خانواده را به كسي اختصاص نمي‌دادند. هميشه زماني براي تفريح همراه خانواده داشتند. قبل از انقلاب و وقتي ايران بوديم، جمعه‌ها هروقت فرصتش بود، مي‌گفتند برويم خارج شهر جايي براي استراحت. اين براي يك روحاني در آن زمان، كه امنيت هم برايش وجود نداشت، خيلي عجيب بود. ولي ايشان مقيد بودند. معتقد بودند كه اداره‌ي منزل به عهده‌ي همسرشان است. نه مثل خيلي‌ها كه به يك خانم خانه‌دار طوري نگاه مي‌كنند كه انگار فقط آشپزي مي‌كند و بچه‌داري مي‌كند و... . ايشان مي‌گفتند مديريت خانه به عهده‌ي همسر است؛ ايشان هم يك هفته مثل من زحمت كشيده‌اند و كار كرده‌اند و خسته‌اند. حالا وقت استراحت است.

جريان ازدواج ايشان چه‌طور بوده؟

اتفاقا يكي از تهمت‌هايي كه به شهيد بهشتي مي‌زدند، در همين رابطه بود. مي‌گفتند ايشان يك خانم آلماني هم دارند. براي اينكه اين شبهه از بين برود، شجره‌نامه را در سايت ايشان WWW.BEHESHTI.ORG گذاشته‌اند. در آن‌جا مشخص است كه ايشان با همسرشان قبل از ازدواج چه نسبتي داشته‌اند و اجداد هردو روحاني بوده‌اند.

شهيد بهشتي عصباني هم مي‌شدند؟

عصباني‌ مي‌شدند، ولي به ندرت بروز مي‌دادند. فقط ايشان نبودند؛ كساني مثل شهيد باهنر، استاد مطهري، و ايشان طوري بودند كه اول خودسازي کرده بودند و بعد مي‌خواستند ديگران را بسازند. خيلي به خودشان مسلط بودند. در خانه كه ايشان وقتي عصباني مي‌شدند، چيزي نمي‌گفتند. ما فقط از اينكه مي‌ديديم برافروخته شده‌اند، مي‌فهميديم خيلي عصباني هستند. دنبال علت مي‌گشتيم و سوال مي‌كرديم. در همه‌ي موارد، چه خوشحال بودند و چه ناراحت، هيچ وقت باب صحبت و سوال را نمي‌بستند. ما مي‌توانستيم از ايشان هر سوالي بپرسيم.

هر سوالي؟!

بله. يک نمونه برايتان مي‌گويم. من دانش‌آموزي بودم كه از خارج از كشور آمده بودم. مسأله‌ي حجاب براي من سوال شده بود. در خارج از كشور، حجاب ما روسري و مانتو و شلوار بود. وقتي به ايران برگشتيم، براي من كه از يك خانواده‌ي روحاني هم بودم، با چادر مواجه شدم. به عنوان يك جوان سوال داشتم كه مگر حجابي كه آن‌جا داشتم حجاب نبود كه حالا بايد چادر داشته باشم؟ از قبل، سر مساله‌ي حجاب، من و ايشان خيلي بحث كرده بوديم. يك بچه‌ي ده‌ساله نمي‌توانست راحت قبول كند كه حجاب داشته باشد در حالي که هم‌كلاسي‌اش دامن كوتاه پوشيده! من با اينكه خودم دوست داشتم روسري سرم كنم، اما دائم برايم سوال مطرح مي‌شد.
در ارتباط با چادر هم ايشان گفتند يك موقع است كه شما مي‌خواهيد حجاب داشته باشيد، كه همان است كه بايد لباس پوشيده باشد و اندام مشخص نباشد. اما يك موقع شما عرف جامعه را در نظر مي‌گيريد. چادر جزو عرف جامعه‌ي ماست. انتخاب به عهده‌ي شماست. مي‌خواهيد عرف را رعايت كنيد، چادر داشته باشيد. حتي آن زمان رنگ لباس هم مطرح بود. دختر خانواده‌ي روحاني، كفش سفيد و جوراب سفيد نمي‌توانست بپوشد. اما ايشان ما را در اين چيزها راحت گذاشته بودند.

شهيد بهشتي، آخر هفته با تفريح!

وقتي بنياد رفاه با جمع دوستان هم‌فکر ايشان پايه‌گذاري شد، ايشان توصيه كردند مشتركاً باغي را در خارج شهر بگيرند كه امكانات رفاهي مثل استخر داشته باشد و جمعه‌ها همگي با خانواده بروند تفريح! برنامه‌هاي جنبي هم داشتند. بين برنامه‌ها، همان‌جا جلسات مباحثه‌ و پرسش و پاسخ مي‌گذاشتند. تأكيد داشتند كه خانم‌ها هم حضور داشته باشند. حتي يك بار ايشان پيشنهاد دادند نمايش اجرا كنيم! نسل جوان‌تر آقايان نمايش‌نامه‌هايي مي‌نوشتند يا از جايي تهيه مي‌كردند. اين هم يكي از تفريحات بود.

ايشان به ورزش كردن هم مقيد بودند. خصوصاً در آلمان که به خاطر فشار كار مشكل قلبي پيدا كرده بودند، شنا و پياده‌روي به ايشان توصيه شده بود. وقتي ايشان محدود شدند كه از خانه بيرون نروند، داخل خانه، دور حياط پياده‌روي مي‌كردند.

شهيد بهشتي، روي خط نظم!

شهيد بهشتي چه‌طور براي آن همه کار برنامه مي‌ريختند؟

ايشان در برنامه‌‌ريزي الگو بودند. چه قبل انقلاب چه بعد انقلاب، هميشه برنامه‌ي ايشان روي نظم خاصي بود. يک دوره‌اي ايشان در تهران تحت نظر بودند و نمي‌توانستند از منزل خارج شوند. در اين شرايط ايشان چهارشنبه‌ شب‌ها را اختصاص داده بودند به دوستانشان. مي‌گفتند نمي‌گذاريد سخن‌راني كنم، اما اين‌جا خانه‌ي من است. چهارشنبه شب‌ها در خانه‌ي من باز است و هركس بخواهد مي‌تواند بيايد. همين شب‌ها جلسات پرباري در اتاق كتاب‌خانه‌ي ايشان تشكيل مي‌شد.

با اين كه نمي‌توانستند از منزل خارج شوند، ولي وقت را تلف نمي‌كردند. اين دوره پنج شش سال طول كشيد. در تمام اين مدت ايشان مشغول تحقيق بودند. ايشان معتقد بودند ايده‌ي تشكيل نظام حكومت اسلامي كه امام(ره) مطرح كرده‌اند، عملي است. تحقيقات‌شان هم در همين راستا بود. اگر از اين فرصت كوتاه استفاده نكرده بودند، بعد انقلاب به اين سرعت نمي‌توانستند قانون اساسي را سامان بدهند. مديريت زمان، تخصصي بود كه ايشان بدون اينكه رشته‌اش را خوانده باشند، خيلي خوب از پسش برمي‌آمدند.

شهيد بهشتي، کمي تا قسمتي غير عادي!

به نظر مي‌آيد شهيد بهشتي با توجه به شرايط آن زمان و روحاني‌بودن‌شان، كارهايي انجام مي‌دادند كه روشنفكرانه به نظر مي‌رسد. مثل اين‌كه هم‌زمان با حوزه در دانش‌گاه درس مي‌خواندند، يا زبان انگليسي تدريس مي‌كردند...

ايشان مي‌گفتند در چارچوبي كه دين اجازه داده، ما مي‌توانيم از همه‌ي امكانات استفاده كنيم. نگران حرف مردم نبودند. مي‌گفتند دختر من حق دارد تحصيل كند و در محيط علمي و اجتماعي فعال باشد، چون در چارچوب نظام اسلام است. كسي نمي‌تواند بگويد چرا.

در آلمان، خانم‌هاي ترك‌زباني بودند كه حجاب نيم‌بندي داشتند. خانم‌هاي عربي هم بودند كه خيلي مقيد بودند، ولي از خانه بيرون نمي‌آمدند. ايشان همه‌جا همسرشان را همراه مي‌بردند و با اين کار الگويي ارائه مي‌دادند كه خانم مسلمان مي‌تواند حجاب داشته باشد و با حجاب هم در جامعه حضور داشته باشد.
من در يك مدرسه‌ي آلماني درس مي‌خواندم. از پدرم پرسيدم که مي‌توانم در کلاس ديني آن‌ها شرکت کنم يا نه؟ ايشان گفتند حتماً! بايد بروي ببيني مسيحيت يعني چه! نمي‌گفتند تو مسلماني و نبايد بروي طرف مسيحيت.

من همه‌ي انجيل را مي‌خواندم و با اينكه سن كمي داشتم، متوجه تضادها مي‌شدم. اشتباه والدين اين است كه منع مي‌كنند. بايد بگوييم شما برو مطالعه كن و در كنارش اين منبع اسلامي را هم حتما بخوان. افراط و تفريط ما اين‌طور است كه يا مي‌گوييم نبايد بروي طرف اديان ديگر، يا مي‌گوييم اسلام كه به درد نمي‌خورد! فقط چيزهاي ديگر را بخوان.

انسان مي‌انديشد و فكر مي‌كند، نمي‌تواند بي‌چون و چرا از چيزي تبعيت كند. پس شما راهي را نشان بدهيد كه بتوانند منابع مختلف را بخوانند و راه درست را انتخاب كنند. البته اين كار مشكل است و وقت زيادي هم مي‌برد

شهيد بهشتي، آن روزهاي آخر!

گويا روزهاي آخر زندگي شهيد بهشتي به دفاتر حزب جمهوري مدام حمله مي‌شده و ايشان هم چندين بار تهديد شده‌ بودند. شما به عنوان دختر شهيد بهشتي، روزهاي آخر زندگي ايشان را چطور ديديد؟

روزهاي آخر، محافظين مي‌گفتند وسايل‌تان را جمع كنيد و از اين خانه برويد. حالا كجا بايد برويم، خدا مي‌دانست! ما هم اصرار مي‌كرديم كه جايي نرويم. روز آخر، ايشان غسل شهادت کردند، لباس تميز و نويي را كه داده بودند در قم برايشان دوخته بودند پوشيدند و راهي شدند. وقتي ديدند ما داريم وسايل را جمع مي‌كنيم، خنديدند كه براي چي شما داريد مي‌رويد؟ اگر خدا بخواهد، نگه‌مان مي‌دارد. اگر هم قرار باشد ما به شهادت برسيم، مي‌رسيم. اين كلام آخر شهيد بهشتي بود. مادر همين‌طور كه براي خداحافظي دنبال ايشان مي‌رفتند، مي‌لرزيدند.

روزهاي آخر، در چهره‌ي ايشان چيزي مشخص بود. حزب جهموري يك كلاس مواضع داشت كه ايشان در آن اصول و مباني اسلامي را مطرح مي‌كردند و موضعي كه حزب جمهوري مي‌تواند به عنوان يك حزب اسلامي داشته باشد. شايد سه چهار روز قبل بود كه آخرين جلسه با حضور ايشان تشكيل شد. به من به عنوان دختر خانواده تأكيد مي‌كردند كه شما حتماً بياييد و حضور داشته باشيد. آن روز همسر شهيد مطهري كه كنار من نشسته بودند، گفتند مي‌بينيد چه نوري از صورتشان مي‌بارد؟ عكاس آن‌جا هم مرتب از ايشان عكس مي‌گرفت. ايشان خنديدند و گفتند: چقدر اين فيلم‌ها را حرام مي‌كنيد؟ چند تا عكس از من مي‌گيريد؟ بعدها عکاس تأسف مي‌خورد كه كاش به حرف ايشان گوش نكرده بودم و باز هم عكس گرفته بودم!

ايشان از نهضت سال 42 خودشان را آماده‌ي شهادت كرده بودند و وصيت‌نامه‌شان را نوشته بودند. البته در عين حال هيچ‌وقت زمان را از دست نداده بودند. هميشه فكر مي‌كردند بايد از اين فرصت كه خدا به ما داده بهترين استفاده را بكنيم و در عمل هم همين كار را مي‌کردند. حالا که نيستند، وقتي اين حجم كار اجرايي، علمي، تحقيقي و آموزشي را در طول 53 سال مي‌بينيم، مي‌فهميم چقدر عرض عمرشان زياد بوده كه اين همه كار از ايشان به جا مانده!

+ نوشته شده در  جمعه 1385/04/09ساعت 1:5 قبل از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 

ايام شهادت بي بي دو عالم

 

 حضرت فاطمه(س) 

را

 

به همه مسلمانان عالم

 

بخصوص فرزند برومند ایشان 

 

"رهبر کبیر انقلاب "

 

 

تسلیت عرض می کنیم

 

"التماس دعا "

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/07ساعت 7:18 بعد از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 

حضور فاطمه در ميان مردم


فاطمه جان، هنگامى‏كه به وسط جمعيت‏حاضر در قيامت مى‏رسى، كسى از زير عرش پروردگار به گونه‏اى كه تمام مردم صدايش را بشنوند، فرياد مى‏زند: چشمها را فرو پوشانيد و نظرها را پايين افكنيد تا صديقه فاطمه، دخت پيامبر(ص) و همراهانش عبور كنند.


پس در آن هنگام هيچ كس جز ابراهيم خليل‏الرحمان و على‏بن ابى‏طالب(ع) و... به تو نگاه نمى‏كنند. جابربن عبدالله انصارى نيز در حديثى از پيامبرخدا(ص) اين حضور را چنين توصيف مى‏كند:


روز قيامت دخترم فاطمه بر مركبى از مركبهاى بهشت وارد عرصه محشر مى‏شود. مهار آن مركب از مرواريد درخشان، چهار پايش از زمرد سبز، دنباله‏اش از مشك بهشتى و چشمانش از ياقوت سرخ است و بر آن گنبدى از نور قرار دارد كه بيرون آن از درونش و درون آن از بيرونش نمايان است. فضاى داخل آن گنبد انوار عفو الهى و خارج آن پرتو رحمت‏خدايى است. بر فرازش تاجى از نور ديده مى‏شود كه هفتاد پايه از در و ياقوت دارد كه همانند ستارگان درخشان نور مى‏افشانند.


در هريك از دو سمت راست و چپ آن مركب هفتاد هزار فرشته به چشم مى‏خورد.


جبرئيل مهار آن را در دست دارد و با صداى بلند ندا مى‏كند: نگاه خود فراسوى خويش گيريد و نظرها پايين افكنيد. اين فاطمه دختر محمد است كه عبور مى‏كند.


در اين هنگام، حتى پيامبران و انبيا و صديقين و شهدا همگى از ادب ديده فرو مى‏گيرند تا فاطمه(س) عبور مى‏كند و در مقابل عرش پروردگارش قرار مى‏گيرد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/07ساعت 7:4 بعد از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 
زيارت انبيا از فاطمه در بهشت

آنگاه كه همه انبيا و اولياى خدا وارد بهشت‏شدند، آهنگ ديدار دختر پيامبر خدا مى‏كنند. رسول خدا(ص) به فاطمه فرمود: هرگاه اولياى خدا در بهشت مستقر گرديدند، از آدم گرفته تا ساير انبيا همه به ديدارت مى‏شتابند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/07ساعت 7:4 بعد از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 
زيارت انبيا از فاطمه در بهشت

آنگاه كه همه انبيا و اولياى خدا وارد بهشت‏شدند، آهنگ ديدار دختر پيامبر خدا مى‏كنند. رسول خدا(ص) به فاطمه فرمود: هرگاه اولياى خدا در بهشت مستقر گرديدند، از آدم گرفته تا ساير انبيا همه به ديدارت مى‏شتابند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/07ساعت 7:3 بعد از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 

 

 

 

انا اعطيناک الکوثر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/07ساعت 7:2 بعد از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 
از کرانه کوثر

فاطمه! اى گلواژه آفرينش!

كجا زبان ما را رسد كه وصف تو گوييم و كجا به انديشه ما آيد كه ذكرتو آريم، و كجا توان قلم بود كه نقش حسن تو نويسد و كدام آينه است‏كه درخشش نور تو را بتاباند.

فاطمه! اى بزرگ‏بانو!

اى نام تو، جامع كمالاتت كه گوياى عصمت آتش‏سوز توست. اى آن كه‏دامنت، رسالت‏سردار توحيد را پرورد. اى آن كه مهر رخت،خورشيد فروزان مريم و آسيه و خديجه را فزونتر است; چرا كه‏جهان بانوان را تو سرورى. اى آن كه شهد شهادت سوزانت را ازچشمه صداقت و اخلاص چشيده‏اى. اى آن كه بر گرده گيتى، دوريحانه مصطفى(ص) را مادرى، پس نقش‏آفرين كربلاى 61 تويى; آرى‏تويى. اى آنكه بر در بهشت، نامت نقش بسته است، تو مظهر خشم‏خدايى، تو جلوه‏گاه رضاى حقى.

و تو اى نامت، زينت‏آراى آستانه بهشت، تو چه ديدى؟ چه كشيدى كه‏جز خداى، خبر ندارد! آن فرشته كه تسليت‏بخش دل آزرده و به‏غم‏نشسته‏ات بود، چه مى‏گفت؟ چگونه تسليتت مى‏داد؟

فاطمه! اى دختر رسالت!

اى به حق واصل! اى ناجى شانه‏هاى در بند بردگى! همه مى‏گفتند: اين‏دختر رسول خداست، او فرزند رهبر ماست. ولى تو يادگار همسرت‏را از گردنت‏باز مى‏كنى، و گردنى را با بهاى آن آزاد مى‏سازى، چرا كه‏مايه مسرت قلب پيامبر است.

فاطمه! اى زاير قبر شهيدان!

تو گلواژه شهادتى. تو بهشتيان را جلودارى. تو مظهر حيايى. چه كسى‏را رسد كه فرداى قيامت در مسيرت سر بر آرد. اى خلايق! سر فرودآريد! چشم فرو بنديد كه حيا مى‏آيد. پس چگونه بود كه همين ديروز،آرى آن روز كه در سوگ بودى، تو را حرمت نداشتند؟ چه كسى درخانه توحيد را پاس نداشت؟ چه كسى جمع بهشتيان را پريشان كرد؟تو را پدر، «شافعه‏» خواند چرا كه بانوان بهشتى به شفاعت تو دربهشت‏خانه گزينند.

فاطمه! اى واژه خوشبختى!

تو واژه خوشبختى را معنا بخشيدى. تو توحيد را خانه‏دارى كردى.دستى كه چرخ هدايت را مى‏گرداند، همو آسياى كوچك خانه‏خويش را براى پخت گرده نانى مى‏چرخاند. شاهدش دست پينه‏بسته‏و تاول‏زده است. همو كه در كنار خندق براى پدر، گرده نانى مى‏برد، وهمو كه شمشير مجاهد مردى چون على مرتضى(ع) را مى‏شويد، و هموكه در دفاع از ولايت و فدك كه مظهر افشاى دوزخيان و دشمنان‏سامرى‏نسب بود، به خطابه مى‏نشيند، آرى، همو غنچه دامن خويش‏را به سينه مى‏چسباند تا از گريه باز ايستد و مهر مادر بچشد.

فاطمه! اى ام‏ابيها!

تو پاره تن پدر بودى. تو را مى‏بوسيد و تو نيز مى‏بوسيدى. مى‏بوييد، به‏جاى خويش مى‏نشاند، آخرين وداعش با تو بود و اولين خير مقدم ازتو. چرا تو عزيزترين مردم برايش بودى؟ آيا چون فقط دخترش بودى!او كه دختران ديگر نيز داشت. تو را از بهشت گرفته بود و دامنت‏جايگاه شكوفه‏هاى سرخ ولايت كبراى حق بود. تو جوابگوى پرسشى‏بودى كه ديگران مانده بودند. بازو و پهلويت، نشان از مرزبانى حريم‏ولايت و امامت دارد.

فاطمه! اى پاره وجود مصطفى!

در كنار خندق بر تو چه گذشت؟ براى پدر چه آورده بودى؟خودت گفتى:

«نانى است كه براى فرزندم پخته‏ام; تكه‏اى از آن را براى شما آوردم‏».

پاسخ پدر با دل تو چه كرد؟

«اى دخترم! بدان كه اين اولين غذايى است كه بعد از سه روز در كام پدرت‏جاى مى‏گيرد».

فاطمه! اى گلبانگ ولايت!

تا تو مى‏خروشيدى و تا بر منافقان بانگ برمى‏آوردى، كسى را ياراى‏سلطه بر ولى خدا نبود. تو «ام‏ابيها»ى پدر و همچون او، ركن همسربودى، و چه زود اين دو استوانه ولى(ع) فرو ريخت. خوانده‏ايم كه توبعد از پدر، تبسم را از ميان بردى. تو ديگر نخنديدى; خنده كه هيچ،حتى تبسمى ننمودى; جز يك تبسم پرمعنا! براى چه بود؟ مگر آنگاه‏كه شبه‏تابوت ساخته دست دوست وفادارت «اسماء» را ديدى، كدام‏آرزويت را جامه عمل‏يافته مى‏ديدى؟

شايد پيكرت را در آن، مصون از ديده بيگانه مى‏ديدى كه بر اين حسن‏قضا لبخند مى‏زدى. مگر در آن دل شب، چند نفر به مشايعت‏بدن‏پاكت مى‏آمدند؟ و شايد هم لحظه «لحاق‏» موعود را در ذهنت‏نقش‏بسته مى‏ديدى. تو نظاره‏گر چه عالمى بودى كه بر آن لبخندمى‏زدى. نيك مى‏دانيم كه تو پايان غم هجران پدر را و لقاى‏پروردگارت را در آن مى‏ديدى.

تو از پيراهن پدر چه مى‏بوييدى كه مدهوش مى‏افتادى. تو ياد صداى‏مؤذن پدر كردى; مگر آن صدا يادآور چه خاطراتى بود؟ بلال كه‏ديگر بناى اذان گفتن نداشت، ولى چه كند كه پاره تن مصطفى(ص)خواسته است. پس چرا اين صدا در گوش مؤذن پيچيد كه: بلال! ادامه‏نده، كه فاطمه(ع) جان داد!

فاطمه! اى راز سر به مهر!

تو مگر يگانه يادگار اشرف كاينات نبودى؟ چرا كسى نبايد از درد توآگاه باشد؟ گويا تو با اين سكوت، با عالمى سخن دارى; سخن از ظلم‏نفاق‏پيشگان; سخنى در سكوت; سكوت شبهاى على(ع) كه پرستاريت‏مى‏كرد; سكوت غسل شب و دفن شب و پنهانى قبر. تو با على(ع) كه‏سرور سينه‏اش بودى، چه رازى، چه سرى، چه عهدى داشتى كه باگونه‏هاى تر، مقابل قبر مصطفى(ص) از قلت‏شكيبايى خود، در غم‏فراقت‏سخن مى‏گويد؟

راستى اى جلوه‏گاه صبر و رضا! مگر آن روز كه نشان قهرمانى را به‏بازويت گرفتى، به على(ع) نگفتى كه چه گذشت؟ مگر به او نگفته بودى‏كه استخوان پهلو، ضربه ديده است؟ هاى! خلايقى كه در قيامت، درمعبر عبور فاطمه(ع) سر به زير و چشم بر هم مى‏نهيد، آيا مى‏نگريد كه‏سامرى‏مسلكان، بر بازوى فرزند «و ما رميت اذ رميت، ولكن الله‏رمى‏» چه فرود مى‏آورند؟ آيا مى‏شنويد ناله جانسوز فرزند «و ماينطق عن الهوى، ان هو الا وحي يوحى‏» را كه چه سان ميان در وديوار كمك مى‏طلبد؟

فاطمه! اى كوثر حيات!

حيات تو، شهادت تو، قبر تو، همه و همه، افشاگر خط سامرى‏صفتان‏است.

اى مقتداى ما! خط سرخ شهادت را ملت ما، كه امامشان آنان رافرزندان معنوى كوثر تو خواند، از تو و گلهاى دامنت گرفته‏اند. نيك‏مى‏دانيم كه حضور تو در صحنه محشر، محشر ديگر است. آنگاه كه‏قايمه عرش را به دست مى‏گيرى و داورى خون گل كربلايت راخواهانى.

به خداى كعبه سوگند كه حق از آن تو است، و بهشت در انتظارت.آنك دلمان به حضور تو خوش است; ما را درياب.

منبع: فاطمه (س) گلواژه آفرينش

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/07ساعت 7:1 بعد از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 

فاطمه، فاطمه است.

شریعتی می گوید:
نمى دانم از او چه بگويم ؟ چگونه بگويم؟
خواستم از "بوسوئه" تقليد كنم، خطيب نامور فرانسه كه روزى در مجلسى با حضور لوئى، از "مريم" سخن مى گفت. گفت، هزار و هفتصد سال است كه همه سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده اند. هزار و هفتصد سال است كه همه فيلسوفان و متفكران ملت ها در شرق و غرب، ارزشهاى مريم را بيان كرده اند.
هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان، در ستايش مريم همه ذوق و قدت خلاقه شان را بكار گرفته اند. هزار وهفتصد سال است كه همه هنرمندان، چهره نگاران، پيكره سازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندى هاى اعجازگر كرده اند. اما مجموعه گفته ها و انديشه ها و كوششها و هنرمنديهاى همه در طول اين قرنهاى بسيار، به اندازه اين يك كلمه نتوانسته اند عظمت هاى مريم را باز گويند كه:
"مريم مادر عيسى است".

yas2.jpg

و من خواستم با چنين شيوه اى از فاطمه بگويم، باز درماندم:
خواستم بگويم:
فاطمه دختر خديجه بزرگ است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه دختر محمد(ص) است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه همسر على (ع) است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه مادر حسنين است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم كه فاطمه نيست.
نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
فاطمه، فاطمه است.

متن کامل به همراه صدا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/07ساعت 6:59 بعد از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 

بدون ترديد در ميان زنان و بانوان اسلامی  ، فاطمه زهرا ( ع ) محبوبترين
چهره دينی ، علمی ، ادبی ، تقوايی و اخلاقی در ميان مسلمانان و ديگر مردم جهان به
شمار مي رود . شخصيت فاطمه زهرا ( ع ) سيده نساء العالمين ( سرور زنان جهان )
اسوه و الگويی تام و تمام برای تمام زنان عاشق عفت و فضيلت است .
در دامن پاک فاطمه زهرا ( ع ) بود که دو امام بزرگوار و دو شخصيت ممتاز
عالم بشری ، حضرت امام حسن ( ع ) مظهر حلم و وقار و حضرت امام حسين ( ع ) سرور
شهيدان تربيت يافتند ، و نيز زينب کبری ( ع ) حماسه مجسم و مجسمه شجاعت و
نمونه يکتا در سخنوری و حق طلبی که پيام حسينی و حماسه عاشورا را در جهان اعلام
کرد و نقاب شرک و ريا و پستی و دنياپرستی را از چهره يزيد و يزيديان به يک سو
زد . کيست که نداند که مادر در تربيت فرزندان بويژه دختران ، سهم بسيار زيادی 
دارد ، و فاطمه زهرا ( ع ) بود که روح آموزش و پرورش اسلامی را در مهد عفت و
کانون تقوای خانوادگی  به پسران و دختران خود آموخت .
پدر و مادر : فاطمه يگانه دختر بازمانده پيغمبر ( ص ) از خديجه کبری 
مي باشد . چه بگويم درباره پدری که پيغمبر خاتم و حبيب خدا و نجات دهنده بشر از
گمراهی و سيه کاری بود ؟ چه بگويم درباره پدری که قلم را توان وصف کمالات اخلاقی 
او نيست ؟ و فصيحان و بليغان جهان در توصيف سجايای او عاجز مانده اند ؟ و اما
مادرش خديجه دختر خويلد از نيکوترين و عفيفترين زنان عرب قبل از اسلام و در
دوره اسلامی نخستين زنی که به پيامبر اکرم ( ص ) ، شوهرش ، ايمان آورد و آن چه
از مال دنيا در اختيار داشت - در راه پيشرفت اسلام - کريمانه بذل کرد .
درجه وفاداری خديجه ( ع ) نسبت به پيامبر ( ص ) را در بذل مال و جان و
هستي اش ، تاريخ اسلام هرگز فراموش نخواهد کرد . همچنان که پيامبر اکرم نيز تا
خديجه زنده بود زنی ديگر نگرفت و پيوسته از فداکاريهای او ياد مي کرد .
از عايشه ، زوجه پيامبر ( ص ) ، نقل شده است که گفت : " احترام هيچ يک
از زنان به پايه حرمت و عزت خديجه نمي رسيد . رسول الله ( ص ) پيوسته از او به
نيکی ياد مي کرد و به حدی او را محترم مي شمرد که گويا زنی مانند خديجه نبوده
است " .
عايشه سپس نقل مي کند : روزی به پيغمبر ( ص ) گفتم : او بيوه زنی بيش
نبوده است ، پيغمبر سخت برآشفت به طوری  که رگ پيشاني اش برآمد . سپس
فرمود : به خدا سوگند بهتر از خديجه کسی برای من نبود . روزی که همه مردم کافر و
بت پرست بودند ، او به من ايمان آورد . روزی که همه مرا به جادوگری و دروغگويی 
نسبت مي دادند ، او مرا تصديق کرد ، روزی که همه از من روی مي گردانيدند ، خديجه
تمام اموال خود را در اختيار من گذاشت و آنها را در راه من بی دريغ خرج کرد .
خداوند از او دختری به من بخشيد که مظهر پاکی  و عفت و تقوا بود . عايشه سپس
مي گويد : به پيغمبر عرض کردم از اين سخن نظر بدی  نداشتم و از گفته خود پشيمان
شدم .
باری ، فاطمه زهرا ( ع ) چنين مادری داشت و چنان پدری .
گفته اند : خديجه از پيغمبر ( ص ) هفت فرزند آورد :
قاسم که کنيه ابو القاسم برای پيغمبر از همين فرزند پيدا شد . وی قبل از
بعثت در دو سالگی درگذشت . عبد الله يا طيب که او هم قبل از بعثت فوت شد .
طاهر ، که در آغاز بعثت متولد شد و بعد از بعثت درگذشت . زينب که به ازدواج
ابو العاص درآمد . رقيه که ابتدا با عتبه و پس از آن با عثمان بن عفان ازدواج
کرد و در سال دوم هجرت درگذشت . ام کلثوم که او نيز به ازدواج عثمان - پس از
رقيه - درآمد و در سال چهارم هجرت درگذشت . هفتم فاطمه زهرا ( س ) که به
ازدواج حضرت علی ( ع ) درآمد و سلاله پاک امامان بزرگوار ما ثمره اين ازدواج
پر شوکت و برکت است .
ولادت فاطمه زهرا ( ع ) را روز بيستم جمادی  الثانی سال پنجم بعثت مي دانند
که در مکه اتفاق افتاد . بنابراين در هنگام هجرت ، سن آن بانوی يگانه نزديک نه
سال بوده است .
نامها و لقبهايی که فاطمه ( ع ) دارد ، همه بازگوينده صفات و سجايای 
ملکوتی اوست ، مانند : صديقه طاهره ، زکيه ، زهرا ، سيدة النساء العالمين و خير
النساء و بتول ... .
کنيه های آن حضرت : ام الحسن ، ام الحسنين ، ام الائمة ... .
و شگفت تر از همه " ام ابيها " يعنی " مادر پدرش " مي باشد که نشان دهنده
علاقه بسيار زياد فاطمه ( ع ) است به پدر بزرگوارش و اين که با همه کمی سن از
آغاز کودکی پناهگاه معنوی و تکيه گاه روحی - بعد از خداوند متعال - مانند خديجه
برای پدر بزرگوارش بوده است .
لقب ام ابيها را پيغمبر ( ص ) به دختر عزيزش عنايت کرد . چون کلمه
" ام " علاوه بر مادر ، به معنی اصل و منشأ هم به کار مي رود و مانند " ام
الخبائث " که به شراب ( سرچشمه همه زيانها و بديها ) مي گويند و " ام القری "
که به مکه معظمه گفته مي شد ، بنابراين ام ابيها به معنی  منشأ و اصل و مظهر نبوت
و ولايت است ، و براستی زهرا ( س ) درخت سايه گستری بود که ميوه های شيرين
امامت و ولايت را به بار آورد .

منبع: www.tebyan.net

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/07ساعت 6:57 بعد از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 

عطر فاطمه (س) میدهد ؟





بهشت بی نشونه

برای شنیدن صوت چند لحظه صبر کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/07ساعت 6:56 بعد از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 
يا زهرا - يا علی - يا فاطمه

ببينيد . خدا به سازنده اش خير دهد.

http://www.sabokbalan.com/clip/zahra.htm

التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/07ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 
در سوگ ريحانه رسول خدا (ص)، حضرت صديقه كبري فاطمه زهرا (س)

زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته های چادرت دست نیاز می آویزد و معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

 

وجود مبارك حضرت فاطمه (س) تنها يك تفكر يا تصور يك حقيقت حيات بخش نيست. بلكه تجسمي عيني و زنده از بركت خداوند بر انسان است. اگر تا قبل از حضور ايشان در عالم خاكي انسان معنا گرا مجبور بود گوشه هايي از نعمت يك زن مقدس را در اسطوره ها، الهه ها و افسانه ها جستجو كند يا متوسل به پاكدامني حضرت مريم (ع) يا خردمندي آسيه و وفاداري سارا بشود، بعد از تجسم خاكي و عيني ايشان براي انسان كمال گرا يك الگوي زنده و جاويد پديد آمد و آن شخصيتي والا به نام «فاطمه» دختر رسول اكرم بود.
از اين رو است كه فاطمه (س) را ناموس و علت هستي مي دانند. اگر فاطمه (س) پا به جهان فاني نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نمي كرد، ديگر براي پيروانش هدفي وجود نداشت تا براي آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانيان با توسل به اوست كه توكل به احد را مي آموزند و از نور هدايت ايشان است كه بركت زندگي دنيايي درك مي شود.
بنابراين بي دليل نيست كه بعد از درگذشت ملكوتي ايشان، بشريت، سرگشته به دنبال مرهمي است تا زخم نبود روح بخش ايشان در عالم فاني التيام يابد. از اين روست كه هرچه انسان براي درك حضرت فاطمه (س) تلاش مي كند، بركت آن بر خودش مي تابد و اين اصل وجودي نعمت فاطمه (س) در دنيا است.
امروز هم شاهد تلاش انسان هاي پاكي هستيم كه به دنبال معنويت فاطمه (س) در رفتار روزمره خود هستند و با تذكره و يادمانهايي سعي دارند آواي خوش چشمه كوثر را در يادشان زنده نگه دارند تا در بهشت، حاضر در خدمت ايشان باشند.
 

رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم روايت نموده اند كه خداي متعال فرمود:

اي احمد! اگر تو نبودي آسمان و زمين را نمي آفريدم و اگر علي نبود تو را نمي آفريدم و اگر فاطمه نبود، شما را نمي آفريدم. (يعني شمايان رمز خلقتيد) (مستدرك سفينة البحار؛3/334.) از امام محمّد باقر عليه السلام روايت شده است كه، ولادت حضرت زهرا عليهاالسلام پنج سال بعد از بعثت رسول خداصلي الله عليه و آله و سلم و سن شريف آن بانو در هنگام وفات هيجده سال و هفتاد و پنج روز بود. (الكافي؛1/457)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/07ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط محمد یاسر یوسفی  | 

<